آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٣٢٦ - تنبيه
تنبيه
ممكن است گفته شود كه اين كارها صرف تعبد است و ما علت و حكمتش را نمىدانيم و ممكن است وجوهى براى آن ذكر كرد:
اما در «رغبت» كه كف دستها به سوى آسمان قرار مىگيرد: انسان در اين حال اميد دارد كه به آمال و آرزوهايش برسد و حسن ظن به بخشش پروردگارش دارد، پس انسان راغب، آمالش را طلب مىكند و دستهايش را مىگشايد به اميد آنكه احسان حق در آن قرار گيرد.
و اما در «رهبت» كه پشت دستها به سمت آسمان واقع مىشود: گويا بنده با اين عمل، با زبان ذلّت و حقارت به خدايى كه به خفيات و اسرار، عالم است مىخواهد بگويد: (خدايا!) من به خود جرأت نمىدهم كه دستهايم را در برابرت بگشايم بلكه از روى خجالت و ذلّت، باطنش را به طرف زمين قرار دادهام.
و اما در «تضرع» كه انگشتان را به سمت راست و چپ مىگرداند: شايد بنده مىخواهد خود را چون انسان جوان مرده قلمداد كند كه هنگام مصيبتهاى ناگوار، دستهايش را به چپ و راست مىگرداند و به همراهش نوحه سر مىدهد.
و اما در «تبتّل» كه انگشتان را بالا و پايين مىبرد: «تبتل» به معناى قطع شدن است، بنده با اين حالت مىخواهد به خدايش بگويد: از همه چيز قطع اميد كردم و فقط به سوى تو آمدم، چون تو را يگانه معبود مىدانم، در اين حال با يك انگشت اشاره مىكند بر وحدانيت خداوند.
و اما در «ابتهال» كه رو به سمت قبله، دو دستش را در برابر چهرهاش مىكشد: اين عمل خود نوعى بندگى و حقير شمردن خود و ذلّت و خردى است و يا اينكه بنده مىخواهد خود را همچون غريقى قلمداد كند كه دستهايش را براى نجات، بالا آورده تا به دامن رحمت الهى چنگ زند و به ريسمان رأفت او آويخته گردد كه تنها ناجى هلاكشدهها و كمك كار گرفتاران بوده، عالم را تحت سيطره خود قرار داده است.
اين مقامى بس بزرگ است كه بنده سزاوار ادعاى آن نيست مگر آن هنگام كه