آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٢٣٥ - و - كسى كه خدا را در حال قساوت قلب يا بىتوجهى بخواند
ميان اين دو، راه اعتدال را مىپيمايند».
«و رجل كان له مال فادانه رجلا و لم يشهد عليه فجحده، فيقال له: أ لم آمرك بالاشهاد؟»
. چهارم
- كسى كه مالى داشت و به فردى قرض داد، ولى در اين قرض دادن، شاهدى نگرفت، آن بدهكار هم اين قضيه را انكار نمود، به اين فرد گفته مىشود:
مگر به تو نگفتم كه به هنگام قرض دادن شاهد بگير؟».
ه- و پنجمين اين افراد در روايت «وليد بن صبيح» آمده است كه:
٣٥٠- «و رجل يدعو على جاره و قد جعل اللَّه له السّبيل الى ان يتحوّل عن جواره ببيع داره»
. يعنى: «پنجم- مردى كه بر همسايهاش نفرين مىكند در حالى كه خداوند متعال راهش را باز گذاشته كه خانهاش را بفروشد و از آنجا كوچ كند».
«يونس بن عمار» گويد: شنيدم كه امام صادق- ٧- مىفرمود:
٣٥١- «انّ العبد ليبسط يديه و يدعو اللَّه و يسأله من فضله مالا فيرزقه فينفقه فيما لا خير فيه ثمّ يعود و يدعو اللَّه، فيقول: الم اعطك؟ الم افعل بك كذا و كذا؟»
. يعنى: «بندهاى دستش را به سوى خدا مىگشايد، او را مىخواند و از فضلش، مال طلب مىكند، خداوند متعال هم آن مال را به وى مىدهد، اما او آن را در راهى كه خيرى در آن نيست خرج مىكند، مجددا از خدا درخواست مىنمايد، در اينجا ذات اقدس الهى به او مىگويد: مگر به تو ندادم؟ مگر با تو چنين و چنان نكردم؟».
و- كسى كه خدا را در حال قساوت قلب يا بىتوجهى بخواند:
«سليمان بن عمر» گويد: شنيدم حضرت امام جعفر بن محمد الصادق- ٧- مىفرمود:
٣٥٢- «انّ اللَّه لا يستجيب دعاء بظهر قلب ساه فاذا دعوت فاقبل بقلبك ثمّ استيقن بالاجابة»
.