آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٥٥١ - جهاد با نفس
نيست، چون او به ياد محصول خود مىباشد. پس اى شنونده! تلاش نما تا به كمال مطلوب برسى و در اين راه بر رنج و گرفتارى صبر كن.
شاعر مىگويد:
|
ما ضرّ من كانت الفردوس مسكنه |
ما ذا تحمّل من بؤس و اقتار |
|
|
تراه يمشى كئيبا خائفا و جلا |
الى المساجد يمشى بين اطمار |
|
يعنى: «آن كس كه بهشت مسكن اوست، از سختى و فقرى كه تحمل مىكند، ضرر نمىنمايد».
«او را مىبينى كه ناراحت و هراسان در ميان كهنه پوشان به سوى مسجد حركت مىكند».
تا اينجا روشن شد كه اثر بندگى، برپائى فرمانهاى الهى و ترك گناه است و اين كار نيز با نفس امّاره انجام نمىپذيرد مگر آنكه تمايل و تشويق و ترس و هراسى در كار باشد، همان طورى كه حيوان سركش نياز به كسى دارد كه از جلو او را بكشد و كس ديگرى كه از پشت سر او را براند تا اگر در معرض درّه و سقوط قرار گرفت، از طرفى شلاق بر او بنوازند و از طرف ديگر «جو» به او بدهند تا حركت كند و از پرتگاه نجات يابد.
و نيز كودك مغرور، به مدرسه نمىرود و درس نمىخواند مگر آنكه از طرفى پدر و مادر تشويقش كنند و از آن طرف ديگر، معلم او را از تنبلى و درس نخواندن بترساند، همچنين اين «نفس» كه حيوانى سركش است، در كارهاى مهم دنيا قرار گرفته كه ترس و خوف شلّاق و راننده اوست و «اميد» مانند غذا و كشندهاش، ياد بهشت و ثواب آن، نفس را تشويق كرده و به نيكيها متمايلش مىسازد و آتش جهنم و عقوبتهايش، موجب هراس نفس و ترس او مىگردد.