آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ١٨٨ - ذكر برخى از نعمتهاى بهشتى
يعنى: «همانا روز قيامت، وعدهگاه است».
عمر برگشت در حالى كه چهرهاش چون شب، سياه گشته بود.
اى برادر! اگر عمرت را به نعمت جاودان آخرت نفروشى، آن را به بهايى اندك چون چند درهم فروختهاى، چون هر چه بدوى و تلاش كنى، نهايتش اين است كه در تمام عمرت به اندازه يك اطاق طلا يا نقره يا كمتر از آن، در آمد كسب كرده باشى، تو كه راضى نبودى عمرت را به قيمت دنيا بفروشى، آيا ضرر نكردهاى؟ به همين خاطر است كه شاعر مىگويد:
|
الدّهر ساومنى عمرى و قلت له |
ما بعت عمرى بالدّنيا و ما فيها |
|
|
ثمّ اشتريه بتدريج بلا ثمن |
تبّت يدا صفقة قد خاب شاريها |
|
يعنى: «روزگار در خريدن عمرم مبالغه مىكرد، ولى من مىگفتم آن راحتى را به قيمت دنيا و آنچه در اوست هم نمىدهم».
«اما به تدريج، آن را رايگان از من خريد، نابود باد دو دست معاملهگرى كه فروشندهاش زيان ديد».
در خبر از پيامبر اكرم- ٦- نقل شده است كه فرمود:
٢٧٩- «يفتح للعبد يوم القيامة على كلّ يوم من ايام عمره اربع و عشرون خزانة عدد ساعات الليل و النّهار خزانة يجدها مملوءة نورا و سرورا فيناله عند مشاهدتها من الفرح و السّرور ما لو وزّع على اهل النّار لأدهشهم عن الاحساس بالم النّار و هى السّاعة الّتى اطاع فيها ربّه»
. يعنى: «روز قيامت براى بندگان خدا در برابر هر روز از ايام عمر، بيست و چهار مخزن به تعداد ساعات شبانه روز گشوده مىشود، مخزنى را باز مىكنند مىبيند پر است از نور و سرور صاحبش، با ديدن چنين صحنهاى، خوشحال و شادمان مىشود بحدّى كه اگر شادى او را بين اهل جهنّم تقسيم كنند مات و مبهوت شده درد آتش را احساس نخواهند كرد، اين مخزن همان ساعتى است كه در آن