آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٦٥ - پانزدهم
٦٣- «يدخل الجنّة رجلان كانا يعملان عملا واحدا فيرى احدهما صاحبه فوقه فيقول: يا ربّ، بما اعطيته و كان عملنا واحدا؟ فيقول اللَّه تبارك و تعالى:
سألنى و لم تسألنى، ثمّ قال- ٦-: اسألوا و اجزلوا فانّه لا يتعاظمه شيء».
يعنى: «دو نفر كه هر دو يك گونه عمل انجام دادهاند وارد بهشت مىشوند ولى يكى ديگرى را برتر از خود مىبيند، لذا مىگويد: پروردگارا! من و او عملمان يكى بود، اين مقام برتر او در برابر چيست؟ خداى تبارك و تعالى مىفرمايد: او از من درخواست كرد ولى تو نخواستى. آنگاه حضرت فرمود: از خدا بخواهيد و زياد هم بخواهيد، چون در برابر ذات اقدس احديت، چيزى بزرگ نيست».
پانزدهم
- و نيز در همان كتاب آمده است كه رسول خدا- ٦ و سلّم- فرمود:
٦٤- «ليسألنّ اللَّه أو ليقضينّ عليكم، انّ اللَّه عبادا يعملون فيعطيهم، و آخرين يسألونه صادقين فيعطيهم ثمّ يجمعهم في الجنّة فيقول الّذين عملوا: ربّنا عملنا فاعطيتنا فبما اعطيت هؤلاء؟ فيقول: هؤلاء عبادى اعطيتكم اجوركم و لم التكم من اعمالكم شيئا، و سألنى هؤلاء فاعطيتهم، و هو فضلى أوتيه من اشاء».
يعنى: «از خدا بخواهيد تا او حكم كند، همانا خداوند متعال به يك سرى از بندگانش در مقابل اعمالشان بخشش دارد و به گروه ديگر در برابر درخواست صادقانهشان، سپس هر دو گروه را در بهشت جمع مىكند، گروه اول مىگويند:
پروردگارا! ما اهل عمل بوديم، به ما عطا كردى اما اينها را به چه سبب؟ مىفرمايد:
اينان بندگان من هستند، من اجر و پاداش شما را دادم و از آن چيزى كم نكردم، اما اينان از من درخواست كردند و من هم از فضل و رحمت فوق العاده خود به آنان دادم (بلكه) به هر كسى كه بخواهم، مىدهم».