آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٤٧٣ - دوم - دعاهايى كه به واسطه آنها اندوهها و سختيها دفع مىگردند
ك- «على بن مهزيار» گويد: «محمد بن حمزه علوى» براى من نوشت كه من براى امام باقر- ٧- نامهاى بنويسم و آموزش دعايى را بخواهم كه با آن، اميد گرهگشايى برود (اين كار را كردم و) حضرت در پاسخ، برايم مرقوم فرمودند:
٧٢٢- «امّا ما سألك محمّد بن حمزة العلوى من تعليم دعاء يرجو به الفرج فقل له يلزم: يا من يكفى من كلّ شيء و لا يكفى منه شيء اكفنى ما اهمّنى فانّى ارجو ان يكفى ما هو فيه من الغمّ ان شاء اللَّه تعالى»
. يعنى: «اما آن دعايى كه محمد بن حمزه علوى خواسته بود تا با آن، اميد گرهگشايى برود، به او بگو بر اين دعا مداومت كند:
اى كسى كه از هر چيزى ما را كفايت مىكنى و چيزى ما را از تو كفايت نمىكند، پس كار مهم مرا بر عهدهگير و كفايتكنندهاش باش. اميدوارم كه ان شاء اللَّه خداوند متعال، اندوهش را برطرف نمايد».
ل- «شيخ صدوق» گويد پدرم از پدرش از امير المؤمنين- ٧- روايت كرده است كه فرمود:
٧٢٣- «رأيت الخضر في المنام قبل البدر بليلة فقلت له: علّمنى شيئا انصر به على الاعداء. فقال: قل: يا هو، يا من لا هو الّا هو، فلمّا اصبحت قصصتها على رسول اللَّه- ٦- فقال: يا علىّ، علّمت الاسم الاعظم، فكان على لسانى في يوم بدر».
يعنى: «يك شب قبل از واقعه بدر، حضرت خضر را در خواب ديدم، به او گفتم: چيزى به من بياموز كه با آن بر دشمنان پيروز گردم، گفت بگو: يا هو، يا من لا هو الّا هو، چون صبح شد آن را براى رسول خدا- ٦- بازگو كردم، فرمود: اى على! اسم اعظم را آموختى[١]، لذا اين ذكر در روز بدر بر زبان من بود».
[١] - بحث در اسم اعظم گذشت، رجوع شود به ص ٥٩- ٦١.