آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٥٧٠ - ٤٤ -«الشهيد»
«متكبّر» از «كبريا» مشتق شده و «كبريا» اسم است براى تكبّر و تعظم.
٤٢- «السّيّد»:
به معناى «ملك» مىباشد، به بزرگ و عظيم قوم «السيد» مىگويند. كه بر آنان آقايى دارد. به «قيس بن عاصم» گفتند: چه شد كه آقاى قومت شدى؟ گفت: به بخشش و آزار نرساندن و خدا را يارى كردن.
پيامبر اكرم- ٦- فرمود:
٨٣٠- «علىّ سيّد العرب».
يعنى: «على آقاى عرب است».
عايشه پرسيد: يا رسول اللَّه! مگر تو سيد عرب نيستى؟ فرمود:
«انا سيّد ولد آدم و علىّ سيّد العرب».
يعنى: من آقاى فرزندان آدمم و على آقاى عرب است».
پرسيد: يا رسول اللَّه! «سيد» به چه معناست؟ فرمود:
«هو من افترضت طاعته كما افترضت طاعتى».
يعنى: «او كسى است كه طاعتش واجب است همچنان كه طاعت من واجب مىباشد».
پس بنا بر اين حديث سيد، يعنى آن ملكى كه طاعتش واجب است.
٤٣- السّبّوح:
يعنى او از هر چه كه سزاوار توصيف بدان نيست، منزّه است.
«سبوح» بر وزن «فعّول» است و در كلام عرب غير از «سبّوح و قدّوس»، كلمهاى بدين وزن نيامده و هر دو به يك معنا هستند.
٤٤- «الشّهيد»:
يعنى او كسى است كه چيزى از او غايب نيست، به او شاهد و شهيد و عالم و عليم گفته مىشود، يعنى گويا او حاضر و شاهدى است كه چيزى از او پنهان نمىباشد.
«شهيد» به معناى «عليم» هم آمده است كه خداوند متعال مىفرمايد: