آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ١٠١ - ب - دعاى مخصوص نزد قبر امام هادى
«يا عدّتى عند العدد، و يا رجائى و المعتمد، و يا كهفى و السّند، و يا واحد، يا احد، و يا قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ، اسألك اللّهمّ بحقّ من خلقته من خلقك و لم تجعل في خلقك مثلهم احدا ان تصلّى عليهم و ان تفعل بى كذا و كذا».
يعنى: «اى سرمايه روزگار پيرىام! اى اميد و اعتمادم! اى ملجأ و تكيهگاهم! اى تنهاى بىهمتا! و اى كه قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ در شأن تو است!» خدايا! تو را بحق آن دسته از مخلوقات كه مانندشان نيافريدهاى (يعنى محمد و آلش (ع) سوگند مىدهم كه بر آنان درود فرست و حوايج مرا به اين شرح برآورده ساز ...».
امثال اين گونه دعاها بسيار است كه به همين مقدار كفايت مىكنيم.
توجه: اينكه حضرت فرمود: دعا به شرط ولايت ما اهل بيت است، اشاره به شرط قبولى دعاست، بلكه شرط قبولى همه اعمال چه واجب و چه مستحب مىباشد و آنچه محمد بن مسلم (ره) از امام محمد باقر يا امام جعفر صادق- عليهما السّلام- نقل كرده، در همين معناست كه فرمود:
١١٢- «اى ابا محمد! مثل ما خاندان نبوت مثل آن خاندانى است كه در بنى اسرائيل بودند كه: هر گاه يكى از آنان چهل شب در راه خدا كوشش مىكرد و دعا مىنمود، اجابت مىشد، ولى يكى از آنان پس از چهل شب بندگى و ترك گناه، هر چه دعا كرد مستجاب نشد، نزد حضرت عيسى- ٧- آمد و از اين وضعش شكايت كرده از آن حضرت خواست كه برايش دعا كند، حضرت عيسى- ٧- تطهير كرد (وضو ساخت) نماز گزارد و سپس دعا كرد، وحى رسيد كه اى عيسى! بنده من از راهى كه مىبايست بيايد نيامد و به بيراهه رفت، چون او دعا كرد در حالى كه در قلبش نسبت به نبوت تو شك داشت، و اگر به همين حال دعا كند، حتى اگر گردنش هم قطع گردد و سر انگشتانش پراكنده شوند، او را اجابت نخواهم كرد.
عيسى- ٧- به آن فرد گفت: خداى را مىخوانى در حالى كه نسبت به پيامبرش شك دارى؟