آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ١٦١ - خواننده محترم!
«قلت: فما تفسير اليقين؟ قال: الموقن يعمل للَّه كأنّه يراه، و ان لم يكن يرى اللَّه فانّ اللَّه يراه، و ان يعلم يقينا انّ ما اصابه لم يكن ليخطئه، و انّ ما اخطأه لم يكن ليصيبه، و هذا كلّه اغصان التّوكل و مدرجة الزّهد».
- «گفتم: تفسير «يقين» چيست؟ گفت: انسان اهل يقين، آن طور براى خدا كار مىكند كه گويا او را مىبيند. و اگر به اين درجه نرسيد كه خدايش را ببيند، اين قدر مىداند كه او وى را مىبيند و يقين داشته باشد كه آنچه به او رسيده مىبايست برسد و آنچه به او نرسيده، نمىبايست برسد اين همه كه گفتيم، شاخههاى توكّل و طريق زهد بود».
خواننده محترم!:
ببين اين حديث چه مضامين بالا و مطالب عالى را در بردارد و بيان كرده است كه صبر، قناعت، رضا، زهد، اخلاص و يقين، همه از توكل سرچشمه مىگيرند، اگر نبود جز همين يك حديث در مدح و ستايش توكل، كافى بود.
در اين حديث شريف، پنج ستون براى «توكل» ذكر گرديده است:
- مخلوقات، ضررى نمىرسانند- مخلوقات، منفعتى نمىرسانند.
- مخلوقات، چيزى نمىدهند.
- مخلوقات، مانع چيزى هم نمىتوانند بشوند.
- از غير او بايد مأيوس شد.
- چهار ستون اوّل، علمى و پنجمى، عملى است كه اگر اين پنجمى نباشد، آن چهار تا، قوام و اثرى ندارند، همچنان كه علم بدون عمل قوام ندارد، اين امرى است بسيار واضح و روشن، مثلا كسى كه دندانش درد مىكند و مىداند كه غذاى ترش برايش مضرّ است، با اين حال اگر برود ترشى بخورد، مسلما دندانش درد خواهد گرفت و صرف دانستن اينكه ترشى برايش مضرّ است، بدون عمل به مقتضاى آن،