آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ١٨١ - پنجم
گردد، هم چنين دلها اگر به وسيله شهوات پاره نگردند، يا با طمع، چركين نشوند، يا نعمتهاى بسيار، موجب قساوتش نگردند، مىتوانند ظروف خوبى براى حكمت باشند».
چهارم
- طالب مال، نه تنها به مرادش نمىرسد، بلكه به عكس آن دست مىيابد، چون مقصود از سعى و تلاش و جمعآورى آن، رسيدن به راحتى بود، بلكه بر عكس موجب ازدياد همّ و غم و مشكلاتش مىگردد تا جايى كه آنچنان كه از مال فرار مىكند، از مارهاى سياه و سگهاى درنده فرار نمىنمايد.
عالمى مىگفت: فقير از سه چيز در راحتى و آسايش بسر مىبرد و غنى بدان مبتلاست. پرسيدند آن سه چيز چيست؟ گفت: ظلم حاكمان (كه به زور مال را بگيرند) حسادت همسايگان و چاپلوسى برادران كه امير المؤمنين- ٧- فرمود:
٢٦٨- «الفقر خير من حسد الجيران، و جور السّلطان، و تملّق الاخوان».
يعنى: «فقير بودن بهتر است از حسادت همسايگان و ستم حاكمان و چاپلوسى برادران (و نزديكان)».
شاعرى مىگويد:
|
و طالب المال في الدّنيا ليحرسه |
و لم يخف عند جمع المال عقباها |
|
|
كدودة القزّ ظنّت انّ سترتها |
تعينها و الّذى ظنّته ارداها |
|
آن كس كه در دنيا در طلب مال بسر مىبرد و آن را حراست مىكند اما از عاقبتش نمىهراسد، مانند كرم ابريشم است كه خيال مىكند پيلههايش او را كمك مىكنند ولى همانها موجب هلاكتش مىگردند».
پنجم
- دنيا را در برابر فروختن عمرش خريدارى كرد و حال آنكه عمر، نفيسترين چيز است هم براى دنيا و هم براى آخرت كه اگر به عاقلى بگويند عمرت را به ملك دنيا بفروش، نخواهد پذيرفت، بلكه هنگام حضور فرشته مرگ،