آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٣٦٢ - سوم
نمايد تا ريا را برداشته، اخلاص را جايگزينش گرداند- كه راه رسيدن به آن خواهد آمد ان شاء اللَّه تعالى. مضافا به اينكه: اگر به خاطر عارض شدن ريا بخواهد عمل را ترك كند با شيطان موافقت كرده و او را خوشحال نموده است، چون هدف اصلى او از مبتلا كردن انسان به ريا اين است كه او را از عمل بازدارد، بنا بر اين با ترك عمل، او را به مقصود و مرادش رسانده و پيروزش كرده است.
سوّم
- قلبش را بر اخلاص، گره زده، منتها در بين راه، ريا و انگيزههايش بر او عارض گرديده است، در اينجا هم سزاوار است كه در دفع آن، مجاهده كند و عمل را ترك ننمايد و به همان اخلاص سابقش برگردد. راهش هم تفكر و تعقل در عاقبت ريا و نيز توجه و تدبر در رواياتى است كه در اين زمينه آمده است تا به سلامت، عمل را به پايان برساند، چون شيطان،؟؟ سعى مىكند انسان را به ترك عمل وادارد، اگر موفق نشد، تو را به ريا مىخواند و اگر اين ندايش را هم اجابت نكردى و او را راندى، به تو مىگويد: (چه فايده) اين عملت كه خالص نيست، تو رياكارى و زحمات تو ضايع است، در كارى كه اخلاص در آن نيست، چه فايدهاى براى تو خواهد بود؟ چون هر عملى كه خالص نباشد، براى صاحبش وزر و وبال خواهد بود، پس تركش نافعتر است.
شيطان با اين گونه سخنان مىخواهد ترك عمل را زينت داده تو را به آن وادار كند كه اگر چنين كنى، غرضش حاصل شده است.
كسى كه كارش را از ترس ريا، ترك مىكند، چون كسى است كه آقايش به او گندمى داده كه در آن، مقدارى ناخالصى يا جو، يا كلوخ باشد و بگويد: اين گندم را از خاك پاك كن و خوب خالص گردان، اما وى اين كار را نكند و با خود بگويد «مىترسم اگر اين كار را شروع كنم، نتوانم خوب خالص و صافش گردانم»، در نتيجه اصل عمل را ترك نمايد.
از همين قبيل است كسى كه عمل را ترك مىكند، چون مىترسد مردم به او بگويند رياكار، كه اين خود ريايى است خفى (و بدتر از رياى قبلى مىباشد) چون