آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٣٦٠ - ريا
١- به خداوند (و اينكه همه چيز در دست اوست).
٢- به خلق خداوند (و اينكه هيچ چيزى در دست آنان نيست).
٣- به شرافت و كرامت نفس و همت بلند خودش.
در اين صورت است كه بود و نبود مردم مساوى خواهد بود. و گويا به همين مطلب اشاره دارد رسول خدا- ٦- آنجا كه مىفرمايد:
٥٦٧- «يا ابا ذرّ، لا يفقه الرّجل كلّ الفقه حتّى يرى النّاس امثال الاباعر فلا يحفل بوجودهم و لا يغيّره ذلك كما لا يغيّره وجود بعير عنده»
. يعنى: «اى ابا ذر هرگز كسى فقيه نمىشود- آن هم درجه بالايش- مگر آنكه مردم نزد او چون شترانى باشند كه باكى به وجود آنان نداشته باشد، بودن مردم، تغييرى در او ايجاد نكند، همچنان كه بودن شتر، تغييرى در او ايجاد نمىكند».
اين حديث تا اينجا اين گونه معنا شده، اما دنباله آن دلالت بر تواضع دارد، چون در ادامه مىفرمايد:
- «ثمّ يرجع الى نفسه فيكون اعظم حاقر لها».
يعنى: «آنگاه به نفس خود نظر كند و آن را از همه پستتر قرار دهد».
نظير اين حديث يكى از اصحاب ماست كه:
٥٦٨- «انّ اللَّه سبحانه اوحى الى موسى- ٧-: اذا جئت للمناجاة فاصحب معك من تكون خيرا منه، فجعل موسى لا يعترض احدا الّا و هو لا يجسر ان يقول: انّى خير منه فنزل عن النّاس و شرع في اصناف الحيوانات حتّى مرّ بكلب اجرب فقال: اصحب هذا فجعل في عنقه حبلا ثمّ جرّ به، فلمّا كان في بعض الطّريق شمّر الكلب من الحبل و ارسله، فلمّا جاء الى مناجاة الرّبّ سبحانه قال:
يا موسى، اين ما امرتك به؟ قال: يا ربّ، لم اجده. فقال اللَّه تعالى: و عزّتى و جلالى، لو اتيتنى باحد لمحوتك من ديوان النّبوّة»
. يعنى: «خداوند سبحان به حضرت موسى- ٧- وحى كرد كه:
هر گاه براى مناجات نزد من مىآيى، فردى را به همراهت بياور كه تو از او بهتر