آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٣٤٨ - ه - حالات بعد از دعايش بهتر از قبل باشد
شد ...».
روايت شده است كه خداوند متعال در زبور حضرت داود- ٧- فرمود:
٥٥٧- «يا ابن آدم! تسألنى لعلمى بما ينفعك ثمّ تلحّ علىّ بالمسألة فاعطيك ما سألت فتستعين به على معصيتى فاهمّ بهتك سترك فتدعونى فاستر عليك فكم من جميل اصنع معك و كم من قبيح تصنع معى يوشك ان اغضب عليك غضبة لا ارضى بعدها ابدا».
يعنى: «اى فرزند آدم! از من درخواست مىكنى تا آنچه را كه من مىدانم برايت منفعت دارد به تو بدهم و اصرار نيز مىنمايى، من هم آن را به تو مىدهم اما تو از آن در راه معصيت من كمك مىگيرى، من هم پرده درى مىكنم و گناهانت را آشكار مىسازم كه تو دعا مىكنى و من نيز گناهانت را بر تو مىپوشانم، پس چه كارهاى زيبايى كه من با تو انجام مىدهم و چه رفتار زشتى تو با من مىنمايى، نزديك است آنچنان بر تو غضب كنم كه ديگر بعد از آن هرگز از تو راضى نگردم».
در آنچه بر حضرت عيسى- ٧- وحى شده، آمده است:
٥٥٨- «و لا يغرّنّك المتمرّد علىّ بالعصيان يأكل رزقى و يعبد غيرى ثمّ يدعونى عند الكرب فاجيبه ثمّ يرجع الى ما كان عليه فعلىّ يتمرّد ام لسخطى يتعرّض؟ فبي حلفت لآخذنّه اخذة ليس منها منجا و لا دونى ملجأ اين يهرب؟ من سمائى و ارضى؟».
يعنى: «مبادا فريبت بدهد كه فردى با عصيان و گناه بر من گردنكشى مىكند و روزى مرا هم مىخورد، اما بنده غير من است، با اين حال هر گاه در سختيها مرا بخواند اجابتش مىكنم ولى باز به همان تمرّد و گردنكشى سابقش باز مىگردد، آيا در برابر من گردنكشى مىكند يا خشم مرا بر مىانگيزاند؟ به خودم قسم ياد مىكنم كه آنچنان او را بگيرم كه راه گريزى نداشته، غير از من پناهگاهى برايش نباشد، كجا فرار مىكند؟ از آسمان و زمين من؟».