آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٥٣ - نصيحت(اگر دعا اجابت نشد)
٦- «چون در ميان خلايق، گاهى اوقات ديده مىشود كه شخص بزرگى، زندانى پست و حقير خود را از حبس و زدن، آزاد مىكند (تا چه رسد به تو)».
٧- «علاوه بر آزادى، مالى نيز به او بخشيد و حال آنكه اگر مىخواست او را بكشد، مىتوانست با شمشير پاره پارهاش نمايد».
٨- «اگر گنهكارى مانند مرا عذاب نمايى و بنده مطيع را نعمت دهى، پس عفو خود را براى چه كسى نگه داشتهاى؟».
٩- «عفو تنها براى امثال من است. من از روزى كه آن را خوى و خصلت هميشگى شما يافتم، به عنوان محوكننده گناهان خود قرارش دادم».
١٠- «از وقتى كه خود را در كتابها، غافر و وهّاب «آمرزنده و بخشنده» نام نهادى، مرا به طمع انداختى».
١١- «اگر شيطان، اعضا و جوارح مرا كمك كرد كه از فرمان شما سرپيچى كنند، ولى قلب من از توحيد (و ايمان به شما) خالى نيست».
١٢- «به آل محمد- ٦- سوگند! كه توحيد شما در قلب من استوار است، شما خودتان آن را در قلب و انديشه من كاشتهايد».
١٣- «اين اعضا و جوارح من، همگى همسايههاى شمايند، خودت امر فرمودى كه حتى با همسايههاى دور نيز، خوشرفتارى داشته باشيد».
١٤- «افزون بر اين، عرب را مىبينيم كه ميهمانان خود را حمايت مىكنند، و همسايهها و توابع خود را از بلاهاى بزرگ نگهدارى مىنمايند».
١٥- «وقتى چنين حمايتى از عربها نيكو و صحيح شمرده مىشود، پس چرا من حمايتى كه مانع از آتش جهنّم و عذاب باشد را از همچو تويى كه نهايت آرزوها هستى، اميدوار نباشم».
نصيحت (اگر دعا اجابت نشد)
. اگر ديدى اجابت دعايت به تأخير افتاد، سزاوار است كه به قضاى الهى راضى