آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٢٧٤ - ط - تقديم صلوات بر پيامبر و آلش
مىگويد: پروردگارا! نمىدانم بندهات در كجاست. خداوند سبحان مىفرمايد: او در گودالى در سجّين قرار دارد.
امين وحى به سوى او مىرود و مىبيند پاهايش بسته و به صورت آويزان است، به او مىگويد: چه مدتى است كه در آتشى؟ مىگويد: نمىدانم چه مدتى را در جهنم پشت سر گذاشتهام، جبرئيل او را به سوى پروردگار عالم مىبرد، آنگاه ذات اقدس الهى به او مىگويد:
اى بنده من! چه مدتى است كه مرا ميان آتش صدا مىزنى؟ مىگويد:
حساب ندارم اى پروردگار من! مىفرمايد: آگاه باش كه به عزت و جلالم سوگند! اگر اين جملاتى را كه گفتى بر زبان جارى نمىكردى، تو را در جهنم نگاه مىداشتم لكن بر خودم لازم و حتمى كردم كه بندهاى مرا به حق محمد و اهل بيتش سوگند ندهد مگر آنكه هر چه بين من و اوست را برايش بيامرزم و (به همين خاطر) امروز تو را آمرزيدم».
از «سلمان فارسى» روايت شده است كه گويد: شنيدم رسول خدا- ٦- مىفرمود:
٤٣٠- «انّ اللَّه عزّ و جلّ يقول: يا عبادى، او ليس من له اليكم حوائج كبار لا تجودون بها الّا ان يتحمّل عليكم باحبّ الخلق اليكم تقضونها كرامة لشفيعهم؟ الا فاعلموا انّ اكرم الخلق علىّ و افضلهم لدىّ محمّد و اخوه علىّ و من بعده الائمّة الّذين هم الوسائل الىّ، الا فليدعنى من همّته حاجة يريد نفعها، اودهته داهية يريد كشف ضررها، بمحمّد و اله الطّيّبين الطّاهرين اقضها له احسن ما يقضيها من يستشفعون باعزّ الخلق عليه»
. يعنى: «خداوند عزيز و جليل مىگويد: اى بندگان من! آيا اتفاق نيفتاده كه:
فردى از شما حاجتهاى بزرگى بخواهد كه شما آن حوايج را نمىدهيد مگر اينكه محبوبترين خلق نزد شما را حاضر كند و شما به احترام آن شفيع محبوب و دوست داشتنى درخواستهاى او را بدهيد؟