آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ١٨٦ - ذكر برخى از نعمتهاى بهشتى
هر دو زيان ديد، اگر سخن ما را باور نداريد سخن خدا را باور مىكنيد كه به دنيا مىفرمايد.
٢٧٧- «اخدمى من خدمنى، و اتعبى من خدمك»
. يعنى: «خادم آن كس باش كه خادم من است و به رنج بينداز آن كس را كه خادم تو است».
اگر به كارى مشغول هستى، ذكر خدا را غنيمت شمار و نامه اعمالت را از حسنات پر كن، مگر نشنيدى حكايت عابد دربان و جلالت قدرش را با اينكه در بازار، مشغول كارش بوده است كه ان شاء اللَّه تعالى ماجرايش در همين كتاب در باب ذكر خواهد آمد[١].
روايت شده كه آقاى ما أمير المؤمنين- ٧- هر گاه از جهاد فارغ مىشد، به كار تعليم مردم و قضاوت بين آنان مشغول مىگرديد و از آن هم كه فارغ مىشد، در باغش با دستان مبارك خود، مشغول به كار مىگرديد ولى با اين حال ذكر خداوند جليل را به همراه داشت.
«حكم بن مروان»، از «جبير بن حبيب» روايت كند كه براى عمر، مشكلى پيش آمده بود كه از حل آن عاجز شده رو به مهاجرين كرد و گفت: نظر شما چيست؟
گفتند: اى امير المؤمنين! تو ملجأ و پناه مايى (از ما سؤال مىكنى؟) عمر ناراحت شد و گفت: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلًا سَدِيداً[٢].
يعنى: «اى اهل ايمان! متقى و درست گفتار باشيد».
به خدا قسم! هم من و هم شما، همه مىدانيم كه راهگشاى اين مشكل
[١] - ر. ك: حديث شماره ٦٣٧.
[٢] - سوره احزاب، آيه ٧٠.