آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٣٥٩ - ريا
يعنى: «من بهترين شريك هستم، اگر كسى در كارهايش غير از مرا شريكم قرار دهد، آن عمل را نپذيرفته، به شريكم واگذارش مىكنم، چون من تنها چيزهايى را كه پاك و خالص براى خودم باشد، مىپذيريم».
در حديث ديگر آمده است كه:
٥٦٥- «انّى اغنى الشّركاء، فمن عمل عملا ثمّ اشرك فيه غيرى فأنا منه برىء و هو للّذي اشرك به دونى»
. يعنى: «من بىنازترين شريك هستم، كسى كه برايم كارى انجام دهد و ديگرى را در آن كار برايم شريك كند، من دست از آن عمل مىكشم و آن را به شريكم مىدهم».
و فرمود:
٥٦٦- «انّ لكلّ حقّ حقيقة، و ما بلغ عبد حقيقة الاخلاص حتّى لا يحبّ ان يحمد على شيء من عمل اللَّه»
. يعنى: «هر چيز حقّى، باطن و حقيقتى دارد، هرگز بندهاى به باطن و حقيقت اخلاص نمىرسد مگر آنكه دوست نداشته باشد در برابر عملى كه براى خدا انجام داده او را ستايش كنند».
بدان كه مخفى داشتن دعا همچنان كه در آغاز، مطلوب بود، در تداوم و بعد از دعا نيز محبوب و مطلوب است، بنا بر اين، بايد آن را مخفى داشته با اظهار كردن، نابودش نكنى و هميشه به دنبال خلوتگاهى باشى كه خلوت كردن از مردم، كمك بزرگى بر دفع ريا مىباشد.
اما اگر در ميان مردم هستى (مسئوليت تو سنگينتر است) بايد اخلاصت را حفظ كنى و چيزى را با آن مخلوط نسازى، اين خود بزرگترين درجه از درجات مخلصين است كه خلوت و آشكار، نزد آنان مساوى باشد و اين به دست نمىآيد مگر اينكه انسان معرفت حقيقى به سه چيز پيدا كند: