آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٩٣ - ح - براى دفع ترس از ظالم و وارد شدن بر سلطان(جائر) خوب است
و قد علمت انّ علمه عندك، و اسبابه بيدك، و انت الّذى تقسمه بلطفك، و تسبّبه برحمتك. اللّهمّ صلّ على محمّد و آل محمّد و اجعل لى يا ربّ رزقك واسعا، و مطلبه سهلا، و مأخذه قريبا، و لا تعنّنى بطلب ما لم تقدّر لى فيه رزقا فانّك غنىّ عن عذابى و انا فقير الى رحمتك، فصلّ على محمّد و آل محمّد وجد على عبدك انّك ذو فضل عظيم».
يعنى: «بار الها! من محل روزى خود را نمىدانم و بر اساس گمانهايى كه به قلبم خطور مىكند، شهرها را جستجو مىكنم (تا بدان برسم)، در اين قضيه حيران و سرگردان ماندهام كه (روزى من كجاست) آيا در دشت و صحراست يا در كوهها؟
در زمين است يا در آسمان؟ در خشكى است يا در دريا؟ به دست چه كسى است و به جانب چه كسى بايد رفت؟ اما مىدانم كه تو هم محلّش را مىدانى و هم موجبات و اسبابش به دست تو است. و آن را بر اساس لطف و رحمتت تقسيم مىكنى.
خدايا! بر محمد و آل محمد درود فرست و روزى مرا وسيع گردان، طلب آن را آسان و محل دريافتش را نزديك قرار بده و براى آنچه برايم مقدّر نشده مرا به رنج نينداز (تا زحمت بيهوده در طلبش نكشم) همانا تو از عذاب من بىنيازى ولى من به رحمت تو محتاج هستم، پس بر محمد و آل محمد درود بفرست و بر بندهات ببخشاى كه تو صاحب فضل و عنايتى عظيم هستى»[١]
ح- براى دفع ترس از ظالم و وارد شدن بر سلطان (جائر) خوب است
[١] -« عبيد بن زراره» گويد: نزد حضرت صادق- ٧- بودم كه فردى از شيعيان حضرت وارد شد و از فقر و تنگدستى خود به ايشان شكايت برد و ابراز داشت كه براى طلب روزى، شهرها را مىگردد ولى جز فقر بر او افزون نمىگردد. امام صادق- ٧- به او فرمود: وقتى نماز عشاء را گزاردى، با دقت و حوصله بگو:
ُ اللهم انه ليس لى علم
... مدتى نگذشت كه ديديم فقر از او زايل گشته و احوالش رو به راه گرديده است»،( فلاح السائل، سيد بن طاوس فصل ٢٦، تعقيبات نماز عشاء ص ٧- ٢٥٦).