آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٥٨٤ - ٨٥ -«الوكيل»
اوّلا- انسان را به واسطه نور توحيد كه بر آن خلقش فرمود، احترام نمود كه خود فرمود:
- فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها[١].
يعنى: «فطرتى است كه خداوند همه را بدان فطرت بيافريد».
و رسولش فرموده:
٨٣٢- «كلّ مولود يولد على الفطرة و انّما ابواه يهوّدانه و ينصّرانه و يمجّسانه».
يعنى: «هر نوزادى بر اساس فطرت توحيدى متولد مىشوند، اين پدر و مادر اويند كه وى را يهودى، يا مسيحى و يا مجوسى مىنمايند».
ثانيا- پيامبران را فرستاد و نور دين و هدايت را برافراشت.
ثالثا- خلق را هم نسبت به دين ترغيب و تشويق نمود و هم از ترك آن بيم داد.
و رابعا- از طريق امداد و لطف و ... به آنان توفيق مضاعف عطا نمود.
او خدايى است كه ساير حيوانات را نيز به مصالحشان هدايت نمود و چگونگى طلب روزى و جلب شادمانى و دفع ضرر را الهامشان فرمود.
٨٤- «الوفىّ»:
يعنى او به عهد و وعده خود وفا مىنمايد.
٨٥- «الوكيل»:
يعنى او متولى ماست و بر حفظ ما قيام كرده، اين معناى وكيل بر مال است.
گاهى اوقات به معناى تكيهگاه و پناهگاه نيز آمده، بنا بر اين، توكل يعنى اعتماد و التجاء.
گفته شده «وكيل» يعنى «كفيل» بر روزى بندگان و كسى كه به مصالح آنان قيام نموده است كه خود فرموده است:
[١] - سوره روم، آيه ٣٠.