آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٢٠٥ - ٨ - حضرت امير المؤمنين على بن ابى طالب(ع)
خداوند متعال به پيامبرش حضرت عيسى- ٧- مىگويد:
٣٠١- «يا عيسى، انّى قد وهبت لك حبّ المساكين و رحمتهم، تحبّهم و يحبّونك، يرضون بك اماما و قائدا، و ترضى بهم صحابة و تبعا، و هما خلقان من لقينى بهما لقينى بأزكى الاعمال و احبّها الىّ».
يعنى: «اى عيسى! من دوستى با مساكين و بيچارگان و ترحم به آنان را به عنوان هديهاى به تو بخشيدم، تو آنان را دوست دارى آنان هم تو را دوست دارند، آنان راضى به امامت و رهبرى تواند و تو نيز راضى به يارى و پيروى اينان، اگر كسى با اين دو خلق نيكو (يعنى حب مساكين و ترحم به ايشان) مرا ملاقات كند با پاكترين و محبوبترين اعمال، مرا ملاقات نموده است».
پيامبر ما- ٦- فرمود:
٣٠٢- «الفقر فخرى و به افتخر»
. يعنى: «فقر، فخر من است و بدان افتخار مىكنم».
از حضرت عيسى- ٧- نقل است كه فرمود:
٣٠٣- «
بحقّ اقول لكم: انّ اكناف السّماء لخالية من الاغنياء، و لدخول جمل في سمّ الخياط ايسر من دخول غنىّ في الجنّة»
. يعنى: «به حق به شما مىگويم كه اطراف آسمان از اغنيا خالى است و داخل شدن يك شتر در سوراخ سوزن، راحتتر است از داخل شدن يك غنى در بهشت».
از رسول خدا- ٦- نقل است كه فرمود:
٣٠٤- «اطّلعت في الجنّة فوجدت اكثر اهلها الفقراء و المساكين، و اذا ليس فيها احد اقلّ من الاغنياء و النّساء
». يعنى: «در بهشت اطلاع حاصل كردم كه اكثر اهلش از فقرا و مساكين بوده و اغنيا و زنان در آن كم بودند».
اگر غنا فقط يك خطر كه آن ترك همراهى و كمك به فقراست داشته باشد، كافى است (كه انسان از آن بگريزد.).
اگر غنىّ بخواهد نقايص را بزدايد و همه ضرورتهايى را كه از آن اطلاع دارد برطرف نمايد، بايد تمام اموالش را در اين راه مصرف كند و خود ضعيف و زمينگير