آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٢٩٤ - ك - اعتراف به گناه قبل از درخواست و ذكر حاجات
در روايت ديگر آمده است كه:
٤٦٩- «انّى قلّبت عبادى ظهرا لبطن فلم ار اذلّ لى نفسا منك فاحببت ان ارفعك من بين خلقى»
. يعنى: «من بندگانم را زير و رو كردم ولى كسى را نيافتم كه در برابر من از تو خاضعتر باشد، به همين خاطر دوست دارم كه از ميان مخلوقاتم، مقام تو را برتر گردانم».
در روايت آمده است كه:
٤٧٠- «خداوند سبحان بر حضرت موسى- ٧- وحى فرستاد كه بالاى كوهى برو و با من مناجات كن، در آنجا چندين كوه بودند، هر يك طمع داشتند كه كليم حق، بر روى آن برود مگر كوه كوچكى كه خود را خرد و كوچك شمرد و گفت: من كمتر از آنم كه پيامبر خدا براى مناجات با رب العالمين، بر من بالا برود، در اين هنگام خداوند متعال بر موسى- ٧- وحى فرستاد كه بالاى همان كوه برو، چون او خود را چيزى به حساب نياورد».
از رسول خدا- ٦- نقل است كه فرمود:
٤٧١- «ثلاثة لا يزيد اللَّه بهنّ الّا خيرا: التّواضع لا يزيد اللَّه به الّا ارتفاعا، و ذلّ النّفس لا يزيد اللَّه به الّا عزّا، و التّعفّف لا يزيد اللَّه به الّا غنىّ»
. يعنى: «سه چيز است كه خداوند متعال در برابر آن، جز خير نمىدهد:
تواضع: خداوند سبحان در برابرش مقام انسان را رفيع مىگرداند. فروتنى:
خداوند منان در برابرش عزت نفس عطا مىكند. دست كشيدن از محرمات: ذات اقدس الهى در برابرش، غنا و بىنيازى مىدهد».
و نيز فرموده است:
٤٧٢- «في وضع النّفس و كسرها و اسخاطها رضى اللَّه سبحانه»
. يعنى: «در تواضع و شكاندن نفس و نارضايتى او، رضاى خداى سبحان نهفته است».