آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ١٥٩ - فضيلت توكل و معناى آن
«قلت: يا جبرئيل، و ما تفسير التّوكّل على اللَّه؟ قال: العلم بأنّ المخلوق لا يضرّ و لا ينفع، و لا يعطى و لا يمنع، و استعمال اليأس من المخلوق فاذا كان العبد كذلك لم يعمل لاحد سوى اللَّه و لم يزغ قلبه و لم يخف سوى اللَّه و لم يطمع الى احد سوى اللَّه، فهذا هو التّوكّل»
.- «گفتم: اى جبرئيل! تفسير «توكل» بر خدا چيست؟ گفت: دانستن اينكه مخلوقاتش، نه ضررى مىرسانند نه نفعى، نه چيزى مىدهند، نه مانع چيزى مىگردند، بايد از مخلوقاتش مأيوس گشت وقتى بنده به اين درجه رسيد، آنگاه براى غير خدا كار نمىكند و قلبش به بيراهه نمىرود و از غير او نمىهراسد و به غير او دل نمىبندد، اين است معناى توكل».
«قال: قلت: يا جبرئيل، فما تفسير الصّبر؟ قال: يصبر في الضّراء كما يصبر في السّراء، و في الفاقة كما يصبر في الغنى، و في العناء كما يصبر في العافية، و لا يشكو خالقه عند المخلوق بما يصيبه من البلاء»
.- «رسول اللَّه- ٦- فرمود: گفتم: اى جبرئيل! معناى «صبر» چيست؟ گفت: بنده بايد در ناخوشيها صبر كند (و آن را پذيرا باشد) همچنان كه در خوشيها صبر مىكند (و آن را مىپذيرد)، هنگام ندارى، صبور باشد همچنان كه هنگام دارايى، صبور است، در سختى و رنج، صابر باشد آن طور كه زمان عافيت، صابر است. و هرگز به خاطر بلاهاى روزگار نزد مخلوق، لب به شكايت از خالقش نگشايد».
«قلت: فما تفسير القناعة؟ قال: يقنع بما يصيب من الدّنيا، يقنع بالقليل و يشكر باليسير».
- «گفتم: تفسير «قناعت» چيست؟ گفت: هر قدر از نعم دنيا كه به او رسيد، بدان قانع باشد، با كم بسازد و اندك را شكرگزارى كند».
«قلت فما تفسير الرّضا؟ قال: الرّاضى الّذى لا يسخط على سيّده اصاب من الدّنيا ام لم يصب، و لم يرض من نفسه باليسير من العمل»
.- «گفتم: تفسير «رضا» چيست؟ گفت: راضى، كسى است كه از خدايش ناراحت نمىشود، چه به دنيا برسد و چه نرسد و از عمل اندك خود نيز هرگز خشنود نيست (و خود را مكلّف به عمل بسيار مىداند)».