ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٨٧ - اشاره و نص بر ابى الحسن موسى عليه السلام
نفر را در وصيت خود از باب تقيه است، زيرا عدم لياقت آنها براى مسند امامت نزد شيعه واضح و روشن بوده است.
١٤-
نضر بن سويد مانند روايت سابق را نقل كرده، جز اينكه ميگويد: او به ابى جعفر منصور و عبد اللَّه و موسى و محمد بن جعفر و غلامى از خود وصيت كرده است، ابو جعفر گفت: راهى بكشتن اينها نيست.
١٥-
صفوان جمال گويد: از امام صادق عليه السلام در باره صاحب امر امامت پرسيدم، فرمود:
صاحب اين امر بازى و بيهودهگرى نكند، آنگاه ابو الحسن موسى كه كودك بود و بزغالهاى مكى همراه داشت و باو ميگفت « «پروردگارت را سجده كن» آمد، امام صادق عليه السلام او را در آغوش كشيد و فرمود:
پدر و مادرم فداى كسى كه بازى و بيهودهگرى نكند (پس امام عليه السلام اگر چه كودك باشد، از بزغالهاى هم كه وسيله بازى كودكان است، استفاده ذكر خدا و ياد ربوبيت او و خضوع در پيشگاه مقدسش ميكند).
١٦-
فيض بن مختار گويد: من نزد امام صادق عليه السلام بودم كه ابو الحسن موسى عليه السلام در آمد و او كودك بود، من او را در برگرفتم و بوسيدم، امام صادق عليه السلام فرمود: شما كشتى هستيد و اين ناخداى آنست (زيرا جهان با تمام وسائل مادى و افكار معنويش مانند اقيانوسى متلاطم است كه در هر لحظه فرزندان آدم را در كام نهنگان كفر و بدعت و حرص و شهوت فرو ميكشد، و تنها وسيله نجات در اين اقيانوس پر خطر، دين قويم و شريعت مستقيم اسلامست كه جمعيتى بنام شيعه بصورت كشتى درآمده و ناخداى آنها ائمه هدى عليهم السلامند).
فيض گويد: سال آينده بحج رفتم و دو هزار دينار داشتم كه هزار دينار آن را براى امام صادق عليه السلام و هزار ديگر را براى ابو الحسن موسى عليه السلام فرستادم، چون خدمت امام صادق عليه السلام رسيدم، فرمود او را با