ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٤٨١ - آنچه در باره دوازده امام رسيده و تصريح بامامت آنها
پوشاك و خوراك زبر و خشن است).
١١-
ابو جعفر ثانى (امام جواد) عليه السلام فرمود: امير المؤمنين عليه السلام بابن عباس فرمود همانا شب قدر در هر سالى هست و در آن شب امر (سرنوشت و قضا و قدر) آن سال فرود مىآيد و براى آن امر سرپرستانى است بعد از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله. ابن عباس گفت: آنها كيانند؟ فرمود: من هستم و يازده تن از فرزندان صلبى من كه امامان محدث باشند.
١٢-
رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله باصحابش فرمود: بشب قدر ايمان آوريد كه آن مخصوص على بن ابى طالب و يازده فرزند او ميباشد بعد از من.
١٣-
روزى امير المؤمنين عليه السلام به ابو بكر فرمود: «كسانى را كه در راه خدا كشته شدهاند مرده گمان مكن، بلكه زنده هستند و نزد پروردگار خود روزى ميبرند- ١٦٩ سوره ٣-» و من گواهى ميدهم كه محمد رسول خدا (ص) شهيد از دنيا رفت، و بخدا نزد تو مىآيد، چون نزد تو آمد يقين كن، زيرا شيطان نتواند خود را بصورت او جا زند.
سپس على عليه السلام دست ابو بكر را گرفت و پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله را باو نشان داد، پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله به ابو بكر فرمود: «بعلى و يازده فرزند او ايمان آور، آنها (در وجوب اطاعت) مانند منند، بجز مقام نبوت و از آنچه در دست گرفتهئى (خلافت مسلمين) پيش خدا توبه كن، زيرا ترا در آن حقى نيست» سپس برفت و ديگر ديده نشد.