ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣٥ - بيان نسخ كتاب كافى و نسخه صفوانى
بودند تا آن حضرت شهيد شد، ملائكه فرود آمدند، در زمانى كه عمر آن حضرت تمام شده و شهيد گشته بود.
ملائكه گفتند: پروردگارا! تو بما اجازه فرود آمدن و اجازه ياريش را دادى، ولى ما فرود آمديم و تو قبض روحش نمودى!! خدا بايشان وحى كرد: شما بر سر قبر او باشيد تا او را ببينيد كه بيرون آمده است آنگاه ياريش كنيد، اكنون گريه كنيد بر او و بر از دست رفتن يارى او از شما، زيرا شما براى يارى او و گريه بر او اختصاص يافتهايد، پس آن ملائكه براى عزا دارى امام حسين و براى افسوس از دست رفتن ياريش گريستند و چون بيرون آيد ياور او باشند.
شرح
- جمله اخير اشاره بموضوع رجعت دارد و آن يكى از مسائل مذهبى است كه در كتب اعتقاديه ذكر مىشود و مقصود از رجعت بازگشت بعضى از ائمه و جمعى از مؤمنين و كافران است بدنيا پيش از قيامت، تا مؤمنين از آنها انتقام گيرند و بدولت حقه شادمان باشند.
موضوع رجعت از عقايد مخصوص باماميه است كه بر آن اتفاق دارند، اخبار در اين باره متواتر است و برخى از آيات قرآن هم بر آن دلالت دارد، علامه مجلسى (ره) در جلد ١٣ بحار الانوار بيش از دويست حديث از چهل و چند اصل معتبر در اثبات رجعت ذكر ميكند، مجلسى (ره) ميگويد: اصل موضوع رجعت مورد اتفاق علماء شيعه است، ولى در باره خصوصيات آن، اخبارش اختلاف دارد، مثل اينكه: آيا رجعت همزمان با ظهور امام قائم عليه السلام است يا جلوتر و يا عقبتر است و نيز در مدت رجعت هر يك اختلافست ولى تحقيق اين خصوصيات لزومى ندارد و ايمان اجمالى بآن كافى است- انتهى-.
روايتى كه در موضوع رجعت ما را با استدلالى متين و دندان شكن مواجه ميكند اينست: ابو بصير (الصباح) گويد: امام باقر عليه السلام بمن فرمود: «در باره بازگشتنها از من سؤال ميكنى؟ گفتم آرى، فرمود: آن از قدرتست و جز قدريه منكر آن نباشند، چنين قدرتى را انكار مكن» چنانچه در موضوع معاد و زنده شدن روز قيامت آيات شريفه آخر سوره يس قدرت خدا را دليل آن مىداند، در اين روايت هم دليل رجعت را همان قدرت خدا ذكر ميكند، يعنى خداوندى كه آن قدرت و توانائى داشت كه انسان را در ابتدا بدون هيچ سابقه و نمونهاى خلق كند، مىتواند او را رجعت دهد و يا در قيامت دوباره زنده كند.