ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣٢٦ - زندگى و وفات پيغمبر (ص)
روح شد، محمد يكى، على يكى، حسن و حسين دو تا.
سپس خدا فاطمه را از نورى كه در ابتدا روحى بدون پيكر بود آفريد، آنگاه با دست خود ما را مسح كرد و نورش را بما رسانيد.
شرح
- مرحوم مجلسى در توضيح اين حديث اقوالى از خود و دانشمندان ديگر نقل مىكند، ولى آنچه جلب توجه ما را ميكند، اينست كه ميگويد: و اللَّه يعلم حقايق تلك الاسرار و حججه الاخيار عليهم السلام «خدا و حجج برگزيده او حقايق اين اسرار ميدانند».
٤-
امام باقر عليه السلام ميفرمايد: خداى تعالى بمحمد صلّى اللَّه عليه و آله وحى كرد كه: اى محمد! من ترا آفريدم، در حالى كه هيچ نبودى و از روح خود در تو دميدم، براى شرافتى كه از خود نسبت بتو قائل شدم، زمانى كه اطاعت ترا بر همه خلقم واجب ساختم، پس هر كه ترا فرمانبرد، مرا فرمان برده.
و هر كه نافرمانى تو كند، نافرمانى من كرده است. و آن اطاعت را نيز در باره على و نسلش، آنهائى را كه بخود مخصوص نمودم (يازده فرزند معصوم او) واجب ساختم.
٥-
محمد بن سنان گويد: نزد امام محمد تقى عليه السلام بودم و اختلاف شيعه را مطرح كردم، حضرت فرمود: اى محمد! همانا خداى تبارك و تعالى همواره بيگانگى خود يكتا بود (يگانهاى غير او نبود) سپس محمد و على و فاطمه را آفريد، آنها هزار دوران بماندند، سپس چيزهاى ديگر را آفريد. و ايشان را بر آفرينش آنها گواه گرفت و اطاعت ايشان را در ميان مخلوق جارى ساخت (بر آنها واجب كرد) و كارهاى مخلوق را بايشان واگذاشت. پس ايشان هر چه را خواهند حلال كنند و هر چه را خواهند حرام سازند، ولى هرگز جز آنچه خداى تبارك و تعالى خواهد نخواهند. سپس فرمود: اى محمد! اينست