ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٢٦ - كيفيت ولادت ائمه عليهم السلام
غذا ميداد، زياد و خوب تهيه ميكرد، ما مشغول خوردن بوديم كه فرستاده حميده (همسر امام صادق عليه السلام) آمد و گفت: حميده ميگويد من خود را از دست دادهام و درد زائيدن در خود احساس ميكنم و شما بمن دستور دادهايد كه نسبت باين پسرت پيش از شما اقدامى نكنم.
حضرت صادق عليه السلام برخاست و با فرستاده برفت. چون برگشت، اصحابش عرضكردند: خدايت مسرور كند و ما را قربانت نمايد، با حميده چه كردى؟ فرمود: خدا سلامتش داشت و بمن پسرى عطا فرمود كه در ميان مخلوقش از همه بهتر است و حميده از آن مولود بمن مطلبى گفت كه گمان كرد من آن را نميدانم، در صورتى كه من بآن داناترم.
عرضكردم: قربانت، حميده نسبت بآن مولود بشما چه خبرى داد؟ فرمود: گفت چون از شكمش فرود آمد، دستها بزمين نهاده، سر بآسمان بلند كرد، من باو خبر دادم كه اين عمل نشانه رسول خدا صلّى اللَّه- عليه و آله و نشانه وصى بعد از اوست، عرضكردم: قربانت: اين چگونه نشانهايست براى رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و وصى بعد از او؟ فرمود: در آن شبى كه نطفه جدم (زين العابدين عليه السلام) بسته شد شخصى (فرشتهئى) جامى نزد پدرش آورد كه در آن شربتى بود، رقيقتر از آب و نرمتر از كره و شيرينتر از عسل و خنكتر از برف و سفيدتر از شير، و باو آشامانيد و دستور نزديكى داد، او برخاست و نزديكى كرد و نطفه جدم بسته شد، و چون شبى كه نطفه پدرم بسته شد، فرا رسيد شخصى نزد جدم آمد و آن را بجدم آشامانيد، چنان كه بپدر جدم آشامانيد و بوى دستور داد چنان كه باو دستور داد، جدم برخاست و نزديكى كرد و نطفه پدرم بسته شد. و چون شبى كه نطفه من بسته شد فرا رسيد، شخصى نزد پدرم