ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٩٣ - اشاره و نص بر حضرت ابو الحسن الرضا عليه السلام
پدرم عرضكرد: پدر و مادرم بقربانت او متولد شده است؟ فرمود: آرى، چند سال هم از سنش گذشته است، يزيد گويد: در آن هنگام شخصى وارد شد كه با بودن او نميتوانستيم سخنى گوئيم. يزيد گويد بموسى بن جعفر عليه السلام عرضكردم: مانند خبرى كه پدرت عليه السلام بمن فرمود، شما هم بفرمائيد. امام فرمود آرى، پدرم در زمانى بود كه مانند اين زمان نبود (يعنى در اين زمان بايد تقيه كرد) بحضرت عرضكردم:
هر كه باين جواب قناعت كند، لعنت خدا بر او باشد، حضرت را خنده سختى گرفت، سپس فرمود:
اى ابا عماره بتو خبر دهم كه من از منزلم بيرون رفتم و بفلان پسرم وصيت كردم و در ظاهر پسران ديگرم را هم با او شريك كردم ولى در باطن تنها باو وصيت كردم، اگر كار دست من ميبود، امامت را بپسرم قاسم ميدادم كه او را دوست دارم و نسبت باو مهربانم، ولى اين اختيار با خداى عز و جل است، هر كجا خواهد قرار دهد.
خبر امامت او (در خواب- مرآت-) از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله بمن رسيده و خود او و معاصرينش را بمن نشان داده است، و او نيز تا از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و جدم على صلوات اللَّه عليه خبر نرسد بكسى از ما وصيت نكند و من در خواب ديدم كه همراه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله انگشتر و شمشير و عصا و كتاب و عمامهاى بود: عرضكردم: يا رسول اللَّه! اينها چيست؟ فرمود: عمامه رمز سلطنت خداى عز و جل است و شمشير رمز عزت خداى تبارك و تعالى است و كتاب رمز نور خداى تبارك و تعالى و عصا رمز نيروى خداست و انگشتر رمز جامع همه اين امور است. سپس رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله بمن فرمود: امر