ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٨٣ - اشاره و نص بر ابى الحسن موسى عليه السلام
توضيح
- بعقيده ما از جمله و ما ندرى الى ما يصير كه ابن حجاج در سؤالش مىآورد، معلوم مىشود كه او فهميده بود كه موسى بن جعفر عليه السلام از اين زندان بيرون نخواهد آمد و خيال ميكرد از هم اكنون بايد امام بعد از او تعيين شود و پيشواى مردم باشد، از اين جهت عبد الرحمن با اظهار تعجب از سؤال او ميگويد:
زره امامت بقامت او راست آمده و تا زمانى كه زنده است امام و پيشواى مردم است. ولى علامه مجلسى (ره) در اينجا بيانات ديگرى دارد بمرآت ص ٢٢٩ رجوع شود.
٤-
مفضل بن عمر گويد: خدمت امام صادق عليه السلام بودم كه ابو ابراهيم (موسى بن جعفر) عليه السلام وارد شد و او جوانى بود. امام فرمود وصيت مرا در باره اين بپذير (و بدان كه او امام است) و امر امامت را با هر كدام از اصحابت كه مورد اطمينانست در ميان گذار.
٥-
اسحاق بن جعفر (بن محمد عليه السلام) گويد: روزى خدمت پدرم بودم كه على بن عمر بن على (پسر امام چهارم عليه السلام) از پدرم پرسيد و گفت: قربانت گردم، ما و مردم، بعد از شما بكه پناه بريم؟ فرمود: بكسى كه دو جامه زرد پوشيده و دو گيسو دارد و اكنون از اين در بر تو در آيد و هر دو لنگه در را با دو دست خود باز كند، چيزى نگذشت كه ديديم دو دست كه دو لنگه در را گرفته و آنها را گشود، ظاهر گشت، سپس ابو ابراهيم عليه السلام بر ما وارد شد.
٦-
صفوان جمال گويد: منصور بن حازم بامام صادق عليه السلام عرضكرد: پدر و مادرم بقربانت مرگ در هر صبح و شام بسراغ جانها مىآيد، اگر چنين شد، امام كيست؟ حضرت صادق عليه السلام فرمود اگر چنين شد اينست امام شما و با دست بشانه ابو الحسن عليه السلام زد- كه فكر ميكنم شانه راست بود- و او در آن وقت پنج ساله بود [قدش پنج وجب بود] و عبد اللَّه بن جعفر (أفطح امام طايفه فطحيه) با مادر آن