ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣٦٨ - زندگانى على بن الحسين عليهما السلام
ميگريد و اشك چشمش جاريست، او را طلبيد و گفت: چرا در ميان ما تنها اشك چشم تو جاريست؟ او گفت: من چون بسختى و مشقت مىافتم سويق (شربت مخصوصى) مىآشامم، او هم دستور داد غذا و سويق تهيه كنند، و خودش از آن خورد و نوشيد و بديگران هم خورانيد و نوشانيد و گفت مقصودم از اين عمل اينست كه براى گريستن بر حسين عليه السلام نيرو پيدا كنيم.
شخصى براى زن كلبيه چند پرنده سياه رنگ هديه فرستاد تا بوسيله آنها بر سوگوارى حسين عليه السلام كمك شود، او چون آنها را ديد، گفت: اينها چيست؟ گفتند: هديهايست كه فلانى فرستاده است تا بر سوگوارى حسين عليه السلام كمك شوى. او گفت: ما كه عروسى نداريم، اينها را براى چه ميخواهيم؟! سپس دستور داد تا آنها را از خانه بيرون كردند، چون از خانه بيرون شدند، اثرى از آنها احساس نشد، مثل اينكه ميان آسمان و زمين پرواز كردند و بعد از رفتن آنها از خانه اثرى در خانه از آنها ديده نشد.
توضيح
- اين روايت چنان كه مرحوم مجلسى (ره) گويد: از نظر لفظ و معنى داراى تشويش و اضطرابست.
زندگانى على بن الحسين عليهما السلام
على بن الحسين عليهما السلام در سال ٣٨ متولد شد و در سال ٩٥ درگذشت و ٥٧ سال داشت و مادرش سلامه دختر يزدگرد پسر شهريار پسر شيرويه پسر خسرو پرويز است. و يزدگرد آخرين سلطان فارس است (قبل از اسلام).