ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣٤ - بيان نسخ كتاب كافى و نسخه صفوانى
هستيم كه مردگان را زنده كنيم و اعمالى را كه از پيش انجام دادهاند با آثار ايشان بنويسيم و همه چيز را در كتابى روشن آمارگيرى كردهايم- ١٢- يس-» (پس نوشته شدن همه چيز در وصيتنامه استبعادى ندارد) بخدا كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله بامير المؤمنين و فاطمه عليهما السلام فرمود: مگر چنين نيست كه آنچه را بشما وصيت كردم و دستور دادم فهميديد و پذيرفتيد؟ گفتند: چرا، و بر آنچه ما را ناراحت كند و بخشم آورد صبر كنيم و در نسخه صفوانى زياده بر اين است:
توضيح
- اين جمله سخن يكى از روات مرحوم كلينى است، زيرا كتاب كافى چند نسخه داشته و رواتش مختلفند، يكى همين صفوانى است كه نامش محمد بن احمد بن عبد اللَّه بن قضاعة بن صفوانست كه مردى مورد اعتماد و فقيه و فاضل بوده است. و ديگر از روات كافى محمد بن ابراهيم نعمانى و هارون بن موسى تلعكبرى است.
و ميان نسخههاى كافى اختلافى بوده و شيخ صدوق و شيخ مفيد و أمثال اينها رحمة اللَّه عليهم نسخههاى كافى را جمع كرده و مورد اختلاف را در كتابهاى خود ذكر نمودهاند و چون اين خبر شريف در نسخه صفوانى اضافهاى را كه اكنون ذكر مىشود داشته و در نسخ ديگر نبوده، با اين جمله به آن اشاره شد. و آن اضافه اينست:
حريز گويد: بامام صادق عليه السلام عرضكردم: قربانت گردم، با وجود احتياجى كه مردم بشما دارند چقدر عمر شما اهل بيت كوتاه و اجل شما خانواده بيكديگر نزديكست؟!! فرمود: براى هر يك از ما صحيفه و مكتوبى است كه آنچه در مدت عمرش راجع ببرنامه كارش احتياج دارد در آن نوشته است، چون او امر و دستوراتى كه در آنست پايان يابد، امام ميفهمد كه اجل او رسيده است. سپس پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله نزد او آيد و خبر مرگش را باو گويد، و آنچه نزد خدا دارد، باو گزارش دهد، و امام حسين عليه السلام مكتوبى را كه باو دادند، قرائت كرد، و خبر مرگى كه در پيش داشت برايش تفسير شد، ولى چيزهائى در آن مكتوب باقى بود كه هنوز انجام نشده بود، او براى جنگ بيرون رفت، و چيزهائى كه باقى بود، اين بود كه ملائكه يارى كردن او را از خدا خواستهاند و خدا اجازه فرموده است ملائكه مهيا و آماده جنگ گشته و در انتظار