ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٥٨ - اوامر پيغمبر (ص) در باره خيرخواهى ائمه مسلمين و ملازمت جماعت و معرفى ايشان
اوامر پيغمبر (ص) در باره خيرخواهى ائمه مسلمين و ملازمت جماعت و معرفى ايشان
١-
امام صادق عليه السلام فرمود: پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله در مسجد خيف براى مردم سخنرانى كرد و فرمود، خدا يارى كند [شاد و خرم كند] بندهئى را كه سخن مرا بشنود و در گوش گيرد و حفظ كند و بكسانى كه نشنيدهاند برساند، چه بسا حامل (رساننده) علمى كه خود دانا نيست و چه بسا حامل علمى كه بداناتر از خود رساند (يعنى بسا شنوندگانى پيدا شوند كه معنى سخن مرا از رساننده و مبلغ آن سخن بهتر درك كنند).
سه خصلت است كه دل هيچ فرد مسلمانى با آن خيانت [كينهتوزى، بدخواهى] نكند: ١- خالص نمودن عمل براى خدا (عبادت كردن بدون ريا و غرض دنيوى). ٢- خيرخواهى پيشوايان مسلمين (باطاعت و فرمانبرى از آنها). ٣- همراه بودن با جماعت مسلمين (و جدا نشدن و اختلاف و پراكندگى ايجاد نكردن) زيرا دعوت مسلمين افراد پشت سرشان را هم شامل مىشود (پس هر كه همراه جماعت باشد در سود آنها شريكست) مسلمين همه برادرند، خونشان برابرست (پس اگر شخص اول آنها كوچكترينشان را بناحق بكشد بايد كشته شود) و پستترين فردشان در برقرارى پيمانشان كوشش مىكند (يعنى پستترين فرد مسلمان ميتواند در مواد اماننامه هر قرار دادى با كفار، شركت و دخالت كند و در وفاى آن كوشا باشد).
و همين حديث را نيز راوى از حماد بن عثمان- تا برسد بابن ابى يعفور- نقل كرده و در آنجا اين جمله را افزوده است: مسلمين همه يك دستند بالاى سر ديگران.
٢-
سفيان ثورى بمردى قرشى از اهل مكه گفت: ما را نزد جعفر بن محمد (امام صادق عليه السلام)