ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٠٤ - كسى كه خداى عز و جل را بدون امامى از جانب او ديندارى كند
و طبق رأى و سليقه خويش براى خود امامى بتراشد و در اصول و فروع دين بقياس و استحسان و نظرات شخصى خويش اكتفا كند).
٢-
محمد بن مسلم گويد: شنيدم امام باقر عليه السلام ميفرمود: هر كه ديندارى خدا كند با عبادتى كه خود را در آن بزحمت افكند ولى پيشوائى از جانب خدا براى خود نگرفته باشد، كوشش او پذيرفته نيست و او گمراهست و سرگردان و خدا كردار او را ناپسند دارد و حكايت او حكايت گوسفندى است كه از چوپان و گله خويش گم شود و تمام روز را با تلاش در رفت و آمد باشد و چون شب بر او پرده افكند، گلهئى را كه از چوپان خودش نيست ببيند، بسوى آن گرايد و بآن فريب خورد و در خوابگاه آن گله بخوابد.
هنگامى كه چوپان گله خود را حركت دهد، آن چوپان و گله را ناشناس بيند، باز با شتاب و سرگردانى در جستجوى چوپان و گله خود برآيد، گوسفندانى را با چوپانش به بيند، بسوى آن گرايد و بدان فريفته شود، چوپان هم او را فرياد زند كه بيا و بچوپان و گله خود پيوند كه تو از چوپان و گله خود گمگشته و سرگردانى، آن گوسفند هراسان و سرگردان و تنها باين سو و آن سو زند و چوپانى هم ندارد كه بچراگاهش رهبرى كند يا بمنزلش رساند.
در همين هنگام گرگ گمشدن او را مغتنم شمارد و او را بخورد، چنين است بخدا اى محمد! حال كسى كه از جمله اين امت باشد و او را امامى آشكار (يعنى امامتش با دليل متقن ثابت شده) و عادل از طرف خداى جل و عز نباشد، او گمشده و گمراهست و اگر بر اين حال بميرد، با كفر و نفاق مرده است.
بدان اى محمد! كه پيشوايان ستمگرى و پيروانشان از دين خدا بركنارند، خود گمراه گشته و مردم را گمراه كردهاند، اعمالى كه بجا مىآورند، مانند خاكسترى باشد كه تند بادى در روز طوفانى بدو زند