ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٨٨ - آنچه ادعاى امامت راستگو را از دروغگو معلوم ميكند
شرح
- اين حسين پسر على بن حسين بن حسن بن امام حسن مجتبى عليه السلام است و مادرش زينب دختر عبد اللَّه بن حسن است كه در زمان موسى الهادى نوه منصور خروج كرد و فخ نام چاهيست در يك فرسخى مكه، داستان جنگ و كشته شدن او در تواريخ مذكور است و علامه مجلسى (ره) هم در صفحه ٢٦٨ مرآت العقول ذكر كرده است.
١٩-
يحيى بن عبد اللَّه بن حسن بموسى بن جعفر عليهما السلام نوشت: اما بعد من خودم را بتقواى خدا سفارش ميكنم، و ترا هم بآن سفارش ميكنم زيرا تقوى سفارش خداست نسبت به پيشينيان و پسينيان، يكى از ياوران دين خدا و ناشرين اطاعتش بر من وارد شد و خبر داد كه بر من ترحم كردهئى (كه كشته ميشوم) و ما را كمك نخواهى كرد؟ من دعوت بسوى آن كس از آل محمد صلّى اللَّه عليه و آله را كه مردم بپسندند (با تو) مشورت كردم و تو حاضر نشدى و پيش از تو هم پدرت حاضر نشد، شما از زمان قديم چيزى را ادعا ميكنيد كه در خورتان نيست و آرزوى خود را بجائى كشانيدهايد كه خدا بشما عطا نكرده است، پس هوا پرست شديد و گمراه گرديد، و من ترا بر حذر ميدارم از آنچه خدا ترا نسبت بخود بر حذر داشته است.
حضرت ابو الحسن موسى بن جعفر عليه السلام باو نوشت: از جانب موسى پسر [ابى] عبد اللَّه جعفر و هم پسر على (بن ابى طالب) كه هر دو در بندگى و اطاعت خدا شريكند بسوى يحيى بن عبد اللَّه بن حسن. اما بعد همانا من ترا و خودم را از خدا بيم ميدهم و ترا از عذاب دردناك و عقاب سخت و كيفر كاملش آگاه ميسازم و تو و خودم را بتقواى خدا سفارش ميكنم، زيرا تقوى موجب زينت سخن و پابرجائى نعمتهاست، نامهات بمن رسيد، در آنجا نوشته بودى كه من و پدرم از زمان پيش مدعى (مقام و منصب) بودهايم، در صورتى كه تو چنين ادعائى از من نشنيدهئى و (خداى تعالى در سوره زخرف فرمايد) «گواهى آنها نوشته شود و مورد بازخواست قرار گيرند» حرصى كه اهل دنيا بدنيا و خواستنيهاى آن دارند، تمام خواستههاى آخرت آنها را هم در دنيا تباه كرده است (از اين جهت عبادات و اعمال آخرت خود را هم باغراض دنيوى مشوب ميسازند