ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٨٤ - آنچه ادعاى امامت راستگو را از دروغگو معلوم ميكند
كم است) عرضكردم: كى چنين مىشود؟ فرمود: زمانى كه ترا بباطلى دعوت كنند و تو سرباز زنى، همان زمان كه ببينى چشم لوچ نامبارك فاميلش را كه گردن فرازى كند و از خاندان امام حسن عليه السلام باشد، بر منبر پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله بالا رود و مردم را بجانب خود خواند، و نامى را كه از او نيست (مانند مهدى، صاحب نفس زكيه) بخود بندد. پس تو در آن هنگام هر پيمانى دارى انجام ده [با ايمان و ميثاقت تجديد عهد كن] و وصيتت را بنويس، زيرا همان روز يا فردايش كشته ميشوى (اين ترديد اگر از امام باشد جهتش اينست كه مردم نسبت باو غلو نكنند و بدانستن علم غيبش معتقد نشوند).
امام صادق عليه السلام باو فرمود: آرى، (يادم مىآيد) بپروردگار كعبه. اين مرد (محمد بن عبد اللَّه) جز اندكى از ماه رمضان را روزه نگيرد، ترا بخدا ميسپارم، اى ابو الحسن، خدا در مصيبتت بما أجر بزرگ دهد و از بازماندگانت نيكو نيابت و سرپرستى كند و إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ «ما از آن خدائيم و بسوى او باز ميگرديم» سپس اسماعيل را بدوش كشيدند و امام صادق عليه السلام را بزندان بازگشت دادند.
بخدا هنوز شب نيامده بود كه پسران برادرش يعنى پسران معاوية بن عبد اللَّه بن جعفر بر او درآمدند و او را لگد مال كردند تا كشتند و محمد بن عبد اللَّه كس فرستاد و امام جعفر صادق عليه السلام را رها كرد، سپس بوديم تا ماه رمضان فرا رسيد، بما خبر دادند كه عيسى بن موسى (برادر زاده منصور) خروج كرده و رهسپار مدينه است.
محمد بن عبد اللَّه (بجنگ عيسى) پيش آمد و يزيد بن معاوية بن عبد اللَّه بن جعفر سرلشكرش بود و سرلشكر عيسى بن موسى، اولاد حسن بن زيد بن حسن بن حسن و قاسم و محمد بن زيد و على و ابراهيم فرزندان حسن بن زيد بودند. يزيد بن معاويه شكست خورد و عيسى بن موسى وارد مدينه گشت و جنگ در مدينه در گرفت، سپس