ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٤٢ - در امر غيبت
آن امامى است كه در سال ٢٦٠ غايب شود، سپس مانند شعلهاى در شب تاريك فروزان شود، اگر زمان او را درك كنى چشمت روشن شود.
٢٣-
ام هانى گويد: ابا جعفر محمد بن على عليه السلام را ملاقات كردم و راجع بآيه «١٥ و ١٦ سوره ٨١» از آن حضرت سؤال كردم، فرمود: خنس (ستارگان غروبكننده) امامى است كه در زمان خود هنگامى كه مردم از وجود او خبر ندارند [برخى از علمش از مردم گرفته شود] پنهان مىشود، در سال ٢٦٠ سپس مانند شعله درخشان در شب تار ظاهر مىشود، اگر آن زمان را درك كنى چشمت روشن شود.
شرح
- غيبت و ظهور امام زمان عليه السلام در اين دو روايت تشبيه بغروب و طلوع ستاره شده است كه در روز نهان و در شب آشكار مىشود، و شب تار كنايه از فرا گرفتن ستم و جهالت است جهان بشريت را و سال ٢٦٠ سال وفات امام حسن عسكرى و غيبت امام دوازدهم عليهما السلامست.
٢٤-
ابو الحسن سوم (امام هادى) عليه السلام فرمود: هر گاه پيشواى شما [دانش شما] از ميان شما برداشته شود، از زير پاى خود منتظر فرج باشيد.
شرح
- اين روايت سه گونه معنى مىشود: ١- هر گاه امام شما غايب شد، هميشه و در هر حال مثل اينكه چيزى را بآسانى از زير پاى خود برميگيريد. انتظار فرج داشته باشيد، اگر چه فرج و ظهور امام نزد خدا دور باشد، ٢- هر گاه علوم و معارف دينى از ميان شما برخيزد و جهان را جهالت و بىخبرى فراگيرد بدانيد كه فرج نزديكست ٣- هر گاه امام شما غايب شود سر بزير اندازيد و گوشهگيرى و شكيبائى ورزيد كه شكيبائى كليد فرج و گشايش است.
٢٥-
ايوب بن نوح گويد بحضرت رضا عليه السلام عرضكردم: من اميدوارم كه شما صاحب الامر