ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٣٢ - در امر غيبت
جوابش اينست كه قرآن كه در هر زمانى فرق نميكند تا هر قرآنى امام مردم زمان خود باشد، علاوه بر اينكه اگر مقصود از معرفت قرآن شناختن و ياد گرفتن كلمات و آيات آن باشد، بسيارى از مسلمين كه سواد ندارند جزء كفار محسوب خواهند شد و اگر مقصود تصديق و عقيده بقرآن باشد، ما با شما هم عقيدهايم يعنى قرآن را قبول داريم و نبايد بر ما طعنه زنيد، اما پيداست كه همان جواب اول بقدرى محكم و متين است كه نوبت را باين جواب نميدهد.
در امر غيبت
١-
يمان تمار گويد: خدمت امام صادق عليه السلام نشسته بوديم، به ما فرمود: همانا صاحب الامر را غيبتى است، هر كه در آن زمان دينش را نگه دارد مانند كسى است كه درخت خار قتاد را با دست بتراشد[١] سپس فرمود:- اين چنين و با اشاره دست مجسم فرمود- كداميك از شما ميتواند خار آن درخت را بدستش نگهدارد، سپس لختى سر بزير انداخت و باز فرمود: همانا صاحب الامر را غيبتى است، هر بندهئى بايد از خدا پروا كند، و بدين خود بچسبد.
٢-
على بن جعفر از برادرش موسى بن جعفر عليه السلام نقل كند كه فرمود: هر گاه پنجمين فرزند هفتمين ناپديد شود[٢]، خدا را، خدا را، نسبت بدينتان مواظب باشيد، مبادا كسى شما را از دينتان جدا كند،
[١] قتاد: درختى است كه خار بسيار دارد و خارهايش مثل سوزن است و تراشيدن خارش باين طريقست كه يك دست را بالاى شاخه محكم گرفته، با دست ديگر تا پائين بكشند و اين جمله در عرب مثلى است براى انجام كارهاى دشوار و سخت.
[٢] مراد بهفتمين خود آن حضرت و مراد بفرزند پنجم، حضرت صاحب الامر عليه السلام است و گويا تعبير باين جمله بواسطه اشاره و تعريض بطايفه واقفيه است كه امام هفتم را صاحب غيبت ميدانند و به پنج امام بعد از وى معتقد نيستند.