ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٣٠ - باب نادريست در باره غيبت
ما از اصحاب حضرت قائم باشيم و حق ظاهر شود؟ فرمود: سبحان اللَّه!! شما دوست نداريد كه خداى- تبارك و تعالى- حق و عدالت را در بلاد ظاهر كند؟ و وحدت كلمه پديد آورد؟ و ميان دلهاى پراكنده الفت دهد؟ و مردم خدا را در روى زمينش نافرمانى نكنند؟ و حدود خدا در ميان خلقش اجرا شود و خدا حق را به اهلش برگرداند تا حق آشكار شود و از ترس هيچ يك از مردم حق پوشيده نگردد، (اينها نتائجى است بسيار بزرگ و سودمند براى همگان كه از ظهور امام زمان و برقرارى دولت حق بدست مىآيد و چگونه مىشود كه مسلمان اين آرزو را نداشته باشد) هان بخدا، اى عمار! هر كدام از شما (شيعيان) بر اين حالى كه اكنون داريد (عبادت با خوف و تقيه) بميرد از بسيارى از شهداء بدر و أحد بهتر و برتر است، پس مژده باد شما را (از بسيارى از شهدا فرمود تا مانند حمزه سيد الشهداء را خارج كند)
٣-
ابى اسحاق گويد: جمعى از موثقين اصحاب امير المؤمنين عليه السلام نقل كردند كه شنيديم امير المؤمنين عليه السلام در يكى از خطبههايش چنين ميفرمود: بار خدايا من ميدانم كه بساط علم و دانش برچيده نميشود و مابههايش از ميان نميرود (يعنى هيچ گاه روى زمين را كفر و ضلالت محض فرا نميگيرد و هميشه كم و بيش آثارى از توحيد و هدايت يافت مىشود) و ميدانم كه تو روى زمينت را از حجتى بر خلق خالى نسازى كه او يا آشكار باشد و فرمانش نبرند (مانند امير المؤمنين و امام حسن عليه السلام در دوران خلافت خود) و يا ترسان و پنهان (مانند امام زمان عليه السلام) تا حجت تو باطل نگردد (و مردم بر تو حجت نداشته باشند) و دوستانت بعد از آنكه هدايتشان فرمودى گمراه نشوند، ولى آنها كجايند و چقدر؟ ايشان از لحاظ شماره بسيار اندك و از لحاظ ارزش نزد خداى- جل ذكره- بسيار بزرگند، ايشان پيرو پيشوايان دين و امامان رهبرند. همان امامانى كه بآدابشان پرورش يافته و براه آنها رفتهاند.