ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١١٠ - اشاره و نص بر حضرت ابى الحسن ثالث (امام دهم) عليه السلام
اشاره و نص بر حضرت ابى الحسن ثالث (امام دهم) عليه السلام
١-
اسماعيل بن مهران گويد: حضرت ابى جعفر (امام محمد تقى) عليه السلام، دو مرتبه از مدينه ببغداد رفت، هنگام رفتن نخستين، بحضرت عرضكردم: قربانت گردم، من در اين راه بر شما نگرانم، امر امامت پس از شما با كيست؟ حضرت با لبى خندان بمن متوجه شد و فرمود: آن غيبتى كه گمان ميكنى در اين سال نيست، چون نوبت دوم آن حضرت را بسوى معتصم ميبردند، نزدش رفتم و عرض كردم: قربانت گردم: شما بيرون ميرويد، امر امامت پس از شما با كيست؟ حضرت بقدرى گريست كه ريشش تر شد، سپس بمن متوجه شد و فرمود: در اينسفر بايد بر من نگران بود، امر امامت پس از من با پسرم على است.
شرح
- نوبت اول مأمون عباسى امام جواد عليه السلام را از مدينه ببغداد طلبيد و دخترش ام الفضل را باو تزويج كرد، حضرت همراه ام الفضل بمدينه بازگشت و پس از چندى مأمون در گذشت و برادرش محمد معتصم جانشينش شد، او حضرت را از مدينه طلب كرد و بدست زوجهاش ام الفضل مسمومش نمود.
٢-
خيرانى از پدرش روايت كند كه او گويد: بر در خانه امام جواد عليه السلام گماشته خدمتى بوده و احمد بن محمد بن عيسى، هر شب هنگام سحر مىآمد تا از وضع بيمارى امام عليه السلام خبر گيرد، شخص ديگرى هم بود كه بعنوان رسول و فرستاده ميان امام و پدرم رفت و آمد ميكرد، چون او مىآمد، احمد ميرفت و پدرم با او خلوت ميكرد، شبى من بيرون رفتم و احمد از آن مجلس برخاست، پدرم با فرستاده