ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٠٤ - اشاره و نص بر ابى جعفر دوم (امام نهم) عليه السلام
شرح
- از جملهاى كه حضرت در آخر روايت فرمود، ممكن است مقصود اين باشد كه مفضل در باره شناختن امام و تسليم باو بعبارت و دستورى كمتر از اين هم قناعت مينمود، يعنى مقصود را ميفهميد و اطاعت ميكرد و اين جمله تعريض و ملامت است نسبت ببعضى از حضار آن مجلس كه مقصود آن حضرت را نفهميدند و هنوز مردد بودند.
٢-
معمر بن خلاد گويد: از امام رضا عليه السلام شنيدم كه مطلبى (راجع بامر امامت) گفت و سپس فرمود: شما چه احتياجى بانى موضوع داريد؟ اين ابو جعفر است كه او را بجاى خود نشانيده و قائم- مقام خود ساختهام، ما خاندانى هستيم كه خردسالانمان مو بمو از بزرگسالان ارث ميبرند.
٣-
محمد بن عيسى گويد: خدمت حضرت ابى جعفر ثانى (امام نهم) عليه السلام رسيدم و در باره موضوعاتى با من مناظره كرد، سپس فرمود: اى ابا على! شك و ترديد از ميان برفت. پدرم جز من فرزندى ندارد (اگر پدر من هم مانند امامان سابق پسران متعدد ميداشت ممكن بود، نسبت بتعيين امام از ميان آنها شكى پديد آيد).
٤-
حسين بن بشار گويد: ابن قياما (واقفى مذهب) در نامهاى كه بامام رضا عليه السلام نوشته ميگويد:
شما چگونه امامى هستيد كه فرزند نداريد؟!! حضرت رضا- مانند شخص خشمگين- باو جواب داد، تو از كجا ميدانى كه من فرزند نخواهم داشت؟! بخدا كه شب و روز نگذرد جز اينكه خدا بمن پسرى عنايت كند كه بسبب او ميان حق و باطل را فيصل دهد.
٥-
ابن ابى نصر گويد: ابن نجاشى بمن گفت: امام بعد از امام تو كيست؟ من دلم ميخواهد از خود او بپرسى تا بفهمم، من خدمت امام رضا عليه السلام رسيدم و گزارش دادم. حضرت فرمود: امام پسر