امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٦٦ - امام بخارى و حديث بستن درها
خداوند عادلان را دوست دارد.» در باره اين آيه برايم چيزى بگو. عبد الله به من گفت: «تو چه كارى با اين آيه دارى؟ از نزد من دور شو.» آن مرد رفت و از چشمان ما دور وپنهان شد. آنگاه عبد لله رو به ما كرده و گفت: «من چيزى بر ضد خود از اين آيه نيافتم، جز اينكه با اين گروه تجاوزگر (معاويه و لشكرش) نجنگيدم؛ زيرا اين خداوند است كه مرا به آن امر مىكند.»[١]
حاكم مىگويد: اين را (يعنى پشيمانى ابن عمر را) جماعتى از تابعين از وى روايت كردهاند و من تنها اين سند را نقل و به آن بسنده كردم به خاطر اينكه اين سند به شرط شيخين صحيح است. ذهبى نيز در دو مورد اين خبر را به شرط شيخين صحيح دانسته و ابن عبدالبر نيز آن را صحيح دانسته است. بايد توجه داشته باشيم كه معناى حديث فوق را حبيب بن ابىثابت، سعيد بن جبير، ابوبكر بن ابىالجهم و عطاء از ابن عمر روايت كردهاند و در روايت حبيب بن ابىثابت و ابن ابىجهم در چندين سند از نقل ابن عبدالبر و ذهبى تصريح شده است كه ابن عمر گفته است: از اينكه همراه على با لشكر طغيانگر نجنگيدم، پشيمان هستم.
در روايت ديگر اينگونه وارد شده است:
عن علاء بن عرار قال: سألتُ إبن عمر وهو فى مسجد رسول الله صلى الله عليه و آله عن على وعثمان؟ فقال: أمّا على فلا تسألْنى عنه وانظر إلى قرب منزله من رسول الله صلى الله عليه و آله ليس فى المسجد بيتٌ غير بيته و اما عثمان فإنَّه أذنب ذنباً عظيماً يوم التقى الجمعان فعفا اللهُ عنه وغفر له فأَذنب فيكم فقتلْتموه؛[٢] علاء از ابن عمر در مورد على وعثمان سؤال كرد و ابن عمر در پاسخ گفت: در مورد على از من سؤال مكن و به قرب منزل او به رسول خدا صلى الله عليه و آله
[١] . انساب الاشراف، ج ٢، ص ٤٠٤؛ المستدرك على الصحيحين، ج ٢، ص ٥٠٢، ح ٣٧٢٢ ج ٣، ص ١٢٥، ح ٤٥٩٨؛ الاستيعاب، ج ١، ص ٢٥ و ٢٩٠ و ٢٩١ و ٣٤٤؛ تاريخ جرجان، ص ٢٨٢؛ فتح البارى، ج ١٣، ص ٦٢؛ سير اعلام النبلاء، ج ٣، ص ٢٢٩ و ٢٣١ با چهار سند؛ مجمع الزوائد، ج ٣، ص ١٨٢.
[٢] . سنن الكبرى نسائى، ج ٥، ص ١٣٨، ح ٨٤٩١. معجم الاوسط طبرانى، ج ٢، ص ٣٨؛ تاريخ ابن عساكر، ج ٤٢، ص ١٣٩؛ مجمع الزوائد هيثمى، ج ٩، ص ١١٥؛ فتح البارى، ج ٧، ص ١٥.