امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٦٢ - امام بخارى و حديث ثقلين
قطعاً متواتر خواهد بود.[١]
ثانياً: نسبتى كه امام بخارى به امام احمد داده است، از نسبتهايى است كه كسى جز امام بخارى آنرا به امام احمد نداده است و اين نسبت را روايات امام احمد در مسندش تكذيب مىكند؛ زيرا امام احمد، بنابر روايت فرزندش عبدالله، اين حديث شريف را در مسندش از پنج شيخ خود، يعنى اسود بن عامر، ابوالنضر، ابن نمير، ابواحمد زبيرى و اسماعيل بن ابراهيم[٢] با هشت سند روايت كرده است كه تمام اسانيد آن صحيح هستند[٣] و حتى دو سند آن در روايت امام احمد با اين لفظ است: من براى شما دو خليفه و جانشين مىگزارم، كتاب خدا و اهل بيتم را و آن دو هرگز از هم جدا نمىشوند تا سر حوض بر من وارد شوند. با اين حال كدام انسان منصف مىتواند امام بخارى را در اين ادعايش تصديق كند و يا اينكه امام بخارى از اصحاب سر امام احمد بوده و خلاف عقيدهاش را بر او گفته است. از آنچه بيان شد روشن مىشود كه امام بخارى يك نسبت بىاساس را براى مشكوك قرار دادن اين حديث متواتر به امام احمد داده است. البته بايد دقت داشته باشيم كه اگر امام احمد چنين سخنى را هم فرضاً گفته بود، اولا هيچ خدشهاى بر اين حديث وارد نمىكرد و ثانياً طعنى بود بر خود او، ولى امام احمد طريقش از روش و طريق حضرت امام بخارى كاملًا متفاوت است.
[١] . ما اسانيد اين حديث شريف را در كتابى به نام« راه نجات» مورد بررسى قرار دادهايم كه مىتوان به آن مراجعه كرد.
[٢] . مسند احمد، ج ٣، ص ١٤، ح ١١١١٩ و ١١١٤٧ و ١١٢٢٧ و ١١٥٧٨؛ و ج ٤، ص ٣٦٦، ح ١٩٢٨٥ و ١٩٣٣٢؛ و ج ٥، ص ١٨١، ح ٢١٦١٨ و ٢١٦٩٧.
[٣] . البته اسانيد روايات مسند احمد بنابر موازين اهل سنت صحيح است و سندهاى آن را ابن حجر در« مطالب العاليه» و البانى در« احاديث صحيحه» و هيثمى در« مجمع الزوائد» صحيح و حسن دانستهاند، بنابر اين، اگر وهابىها در جايى اين حديث و يا سندى از آن را تضعيف كردهاند، بايد دانست كه آنها خدعه مىكنند و حقايق را براى خواننده كتاب خود وارونه مىنمايند.