امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٥٧١ - اخبار انس در جهر به«بسم الله الرحمن الرحيم»
پس اشكالات حاكم را منطقى وحق دانسته ولذا سكوت اختيار كرده است.
خود ذهبى نيز در باره قتاده در شرح حالش مىگويد: فانه مدلس ومعروف بذلك ... كان يرى القدر لعل الله يعذر امثاله ممن تدلس ببدعة يريد بها تعظيم الباري ... نعم ولا نقتد به في بدعته وخطئه ونرجوله التوبة من ذلك؛[١] همانا قتاده مدلس بوده و او به اين صفت معروف است ... او معتقد به قدر بود، شايد خداوند عذر امثال او را كه به وسيله تدلس به بدعتش تعظيم وتنزيع خدا را مىخواستند، بپذيرد ... آرى ما به او در بدعت وخطايش اقتدا نمىكنيم و براى او توبه وبرگشت از آن بدعتش را آرزو مىكنيم.
ابن شهاب زهرى كه خود نوكر بنى اميه بود، مىگويد: از سنتهاى نماز خواندن «بسم الله» است و اول كسى كه بسم الله را مخفى و پنهان خواند عمرو بن سعيد بن عاص بود.[٢]
از اين اخبار به روشنى ثابت مىشود كه ترك «بسم الله الرحمن الرحيم» از بدعتهاى معاويه و بنى اميه بوده است، و اين روش آنها بود كه هرجا مىديدند اميرالمؤمنين عليه السلام عملى را انجام مىدهد همهاى سعى خود را به خرج مىدادند تا با سيره آن حضرت مخالفت كنند. و از اين خبر مىتوان استفاده كرد كه معاويه در شام «بسم الله» را ترك مىكرده و زمانى كه به مدينه آمد و به همان روشش عمل كرد صحابه او را دزد معرفى كردند.
و از اين روش صحابه نيز استفاده مىشود كه خواندن «بسم الله» با صداى بلند در نمازها در هر دو سوره بين آنها معمول و متواتر بوده است، والا كسى نمىتوانست به معاويه اعتراض كند وهم او نيز به آنها نتوانست بگويد كه اين سنت است و من با راى خودم اين كار را نكردم، بلكه وقتى دو باره نماز خواند آن بدعتش را كنار گذاشت ونماز را همراه با «بسم الله» خواند و همچنين اگر حديث اول انس (كه رسول خدا صلى الله عليه و آله
[١] . سير اعلام النبلاء، ج ٥، ص ٢٦٩.
[٢] . الدر المنثور، ج ١، ص ٨ به نقل از بيهقى.