امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٢٣٨ - زهرى و كتمان فضائل اهل بيت عليهم السلام
جعفر بن إبراهيم جعفرى مىگويد: كنت عند الزهرى أسمع منه فإذا عجوز قد وقفت عليه فقالت: يا جعفرى لا تكتب عنه فإنه مال إلى بنى أمية وأخذ جوائزهم فقلت: من هذه؟ قال: أختى رقية خرفت قالت: خرفت أنت، كتمت فضائل آل محمد صلى الله عليه و آله؛[١] نزد زهرى بودم و از او حديث مىشنيدم. پس ناگهان پيرهزنى بر سر زهرى ايستاد و گفت: اى جعفرى، از او منويس. همانا او به سوى بنى اميه تمايل نمود و جوائز آنها را گرفت. گفتم: اين چه كسى است؟ زهرى گفت: خواهرم رقيه، ديوانه شده است. خواهرش گفت: تو ديوانه شدهاى فضائل آل محمد صلى الله عليه و آله را كتمان نمودى.
زهرى مىگويد: به شام رفتم و بر عبدالملك وارد شدم تا به او سلام دهم. ديدم كه او در قبهاى ايستاده و مردم در زير هستند. پس سلام دادم ونشستم. گفت: اى ابن شهاب، مىدانى صبح روزى كه پسر ابىطالب كشته شد در بيت المقدس چه رخ داد؟ گفتم آرى، گفت: نزد من بيا. از پشت مردم به پشت قبه رفتم. صورتش را به من گردانيد و پرسيد، گفتم: هيچ سنگى در بيت المقدس برداشته نشد، مگر اينكه زيرش خون بود. عبدالملك گفت: اين را كسى از تو نشنود. زهرى مىگويد: به كسى آن را نگفتم تا وقتىكه او از دنيا رفت.[٢]
معمر مىگويد: زهرى هنگام مريضىاش از عكرمه، از ابن عباس براى من حديث روايت كرد كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودهاند: بنى اسرائيل به دليل سوء رأيشان نسبت انبيا و اختلاف در دينشان از بركات آسمان محروم گشتند. و اين امت را دشمنى با على از بركات آسمان محروم خواهد كرد. معمر مىگويد: من قبل از آن نشنيدم كه زهرى از عكرمه حديث نقل كند و چون از مريضىاش خوب شد، پشيمان گشت و به من گفت: اى يمانى اين حديث را كتمان نما و از غير من نقل كن و همانا بنى اميه كسى را كه على
[١] . تاريخ ابن عساكر، ج ٤٢، ص ٢٢٨.
[٢] . المعرفة والتاريخ فسوى، ج ١، ص ٦٢٩؛ الآحاد والمثانى، ج ١، ص ١٥٢، ح ١٨٩؛ تاريخ ابن عساكر، ج ٤٢، ص ٥٤٧، وج ٥٥، ص ٣٠٥.