امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٢١٦ - حفر چاه و بشارت عثمان بن عفان به بهشت
در آن خبر كه وارد شده عثمان آن را خريده است پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند: هركه آن را بخرد بخشيده خواهد شد. البته گذشته از صحت و سقم اين خبر، بايد دقت داشته باشيم كه سعد بن عباده و فرزندش قيس بن سعد اهل خير و بخشش فراوان بودهاند تا جايى كه سعد مىگويد: خليفه اول و دوم به فرزندم قيس بخل مىورزيدند.[١] با اين وجود چگونه ممكن است كه چنين موضوعى را حضرت خواسته باشند و اهل مدينه كه امكاناتشان بيشتر از عثمان و امثالش بوده آن را بر عهده نگرفته باشند و آن هم با وجود خير و بخششهاى آنچنانى كه در باره قيس بن سعد وارد شده است.
اما خبر دوم ابوعبدالرحمن
٢. عن علي عليه السلام ... قال عمر: دعنى أضرب عنقه فإنه قد نافق فقال النبى صلى الله عليه و آله: ما يدريك لعل الله اطلع على أهل بدر فقال: اعملوا ما شئتم فقد وجبت لكم الجنة؛[٢] ... عمر بن خطاب به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله گفت: اجازه بده گردن اين منافق را بزنم؛ همانا او نفاق پيشه كرده است. حضرت صلى الله عليه و آله فرمودند: تو چه مىدانى، شايد خداوند به اهل بدر نظرى كرد و فرمود: هر چه مىخواهيد انجام دهيد، همانا بهشت برايتان واجد گشته است.
ابوعبدالرحمن سلمى اين حديث را گاه از اميرالمؤمنين عليه السلام «معنعن» روايت كرده و گاه با لفظ «قال» و گاه هم «سمعته» و گاهى هم گفته: بهشت را واجب كردم و يا شما را بخشيدم، كه اين خود نشانه اضطراب است. ثانيا: اين حديث را در تمام كتابها غير ابوعبدرحمان سلمى از اميرالمؤمنين[٣] و همچنين از عمر بن خطاب، ابن عباس و ابوهريره
[١] . سير اعلام النبلاء، ج ٣، ص ١٠٦، شرح حال قيس بن سعد؛ تاريخ ابن عساكر، ج ٤٩، ص ٤١٤ چندين خبر نقل كردهاند.
[٢] . صحيح بخارى، كتاب الجهاد والسير، باب: اذا اضطر الرجل الى النظر في شعور اهل الذمة، و باب فضل من شهد بدر، ح ٣٩٨٣ و ٦٢٥٩ و ٦٩٣٩.
[٣] . صحيح بخارى، كتاب الجهاد، باب: الجاسوس، ح ٣٠٠٧ و ٤٢٧٤ و ٤٨٩٠.