امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ١٧ - افراط و سخنان دور از واقع
را قائل است، چه رسد به صحيحش.
اما اينكه احمد بن نصر گفت: هزار لعنت از جانب من بر هر كسى كه در باره بخارى سخنى بگويد، بايد دقت داشته باشيم كه او با اين سخن محدثين وعلماى فراوانى از معاصرين و غير معاصرين بخارى مانند ذهلى، ابوحاتم، ابوزرعه، دارقطنى وحتى مسلم بن حجاج، صاحب صحيح و ذهبى و ديگران را مورد شتم قرار داده است. آرى، متأسفانه در حق يك نفر اينگونه غلوكرده وتوجه ندارد كه گروه بزرگى از محدثين وعلما را كه مقامشان كمتر از بخارى نخواهد بود، مورد شتم قرار مىدهد.
همچنين داناتر بودن بخارى در حديث از احمد بن حنبل، يك سخن بىاساس است. اگر امام بخارى مىگويد كه صد هزار حديث صحيح در حفظ داشته است، ابوحاتم رازى به عبدالله بن احمد مىگويد: پدرت يك ميليون حديث در حفظ دارد[١] و ذهبى در توجيه اين سخن گفته است: منظور مكررات وفتاواى تابعين نيز است و الا آثار مرفوع وقوى به ده يك اين عدد نمىرسد. بايد دقت داشته باشيم كه در اين سخن ذهبى اشاره وردى بر ادعاى بخارى نيز است كه گفت: «صد هزار حديث صحيح در حفظ داشتم.»
تا حدى در حق بخارى غلو كردهاند كه گويا عبدالله بن حماد آملى كه شيخ بخارى است و بخارى در صحيحش از او حديث روايت كرده،[٢] گفته باشد: كاش من يك تار از موهاى بدن بخارى بودم. و مسلم بن حجاج گفته باشد: اجازه بده من پايت را ببوسم.[٣] باز گفتهاند: پيامبر صلى الله عليه و آله برخى را توبيخ كرده باشند كه تا كى فقه شافعى
[١] . سير اعلام النبلاء ذهبى، ج ١١، ص ٤٩، شرح حال احمد.
[٢] . با وجود اينكه او حدود بيست سال پس از بخارى وفات كرده است، بخارى خود را به حديث او نيازمند ديده كه حديث او را در صحيحش وارد كرده است.
[٣] . چنانكه خواهد آمد بنابر تصريح ذهبى، امام مسلم حتى از بخارى در صحيحش عمدا حديث روايت نكرده است.