امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٩٢ - امام بخارى و قرآن و اساتيد او در عقائد
تلفظش به قرآن مخلوق است.[١]
ابوحامد بن الشرقى مىگويد: به مجلس محمد بن يحيى حاضر شدم و او گفت: آگاه باش، هر كه گفت: تلفظم به قرآن مخلوق است نبايد به مجلس ما بيايد. پس مسلم بن حجاج بلند شد و مجلس را ترك نمود.[٢]
گفتهاند: «و كان مسلم يظهر القول باللفظ ولا يكتمه؛[٣] مسلم قول بر لفظ را ظاهر مىكرد و پنهان نمىنمود.
باز ذهلى مىگويد: «قد أظهر هذا البخارى قول اللفظية واللفظية عندى شر من الجهمية؛ همانا اين بخارى سخن لفظيه (سخن كرابيسى) را اظهار نمود و همانا لفظيه نزد من بدتر از جهميه هستند.»[٤]
باز ذهلى مىگويد: قرآن كلام خدا و غير مخلوق است و هر كه گمان كند تلفظش به قرآن مخلوق است او بدعتگزار است، نبايد با او نشست و سخن گفت و هر كه پس از اين به نزد محمد بن اسماعيل بخارى برود او را متهم بكنيد، همانا به مجلس بخارى حاضر نمىشود مگر كسى كه هم عقيدهاش باشد.[٥]
مردم نيشابور پس از اين اختلاف از امام بخارى در مورد قرآن سؤال كردند و او گفت: قرآن كلام خدا غير مخلوق و افعال عباد مخلوق هستند و امتحان بدعت است، پس مردى فرياد زد و ديگران نيز چنين كردند (چون اين اعترافى بود به آنچه شنيده بودند) و از اطراف بخارى متفرق شدند و بخارى در منزلش خانه نشين شد.[٦]
[١] . سير اعلام النبلاء ذهبى، ج ١٢، ص ٤٦٠.
[٢] . سير اعلام النبلاء، ج ١٢، ص ٥٧٢.
[٣] . تاريخ ابن عساكر، ج ٥٨، ص ٩٤؛ سير اعلام النبلاء، ج ١٢، ص ٤٦٠ و ٥٧٢.
[٤] . سير اعلام النبلاء، ج ١٢، ص ٤٥٩. مقدمه فتح البارى، ص ٤٩٤.
[٥] . مقدمة فتح البارى، ص ٤٩٢. سير اعلام النبلاء، ج ١٢، ص ٤٥٦.
[٦] . طبقات الشافعية الكبرى سبكى، ج ٢، ص ١٦٧.