امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٧٢٣ - ٢٩ شيخين، ابوبكر و عمر و خمر
تُفْلِحُونَ. إِنَّما يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِي الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ وَ يَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ» عمر گفت: دست كشيديم، دست كشيديم. داستان ادامه پيدا كرد تا اينكه آيهاى آخر نازل شد.
سند اين خبر را حاكم، ذهبى، البانى در حاشيه ترمذى ونسائى و شعيب در حاشيه مسند احمد صحيح دانستهاند و ابن حجر مىگويد: على بن مدينى وترمذى اين حديث را صحيح دانستهاند. و در خبر ديگر نيز با سند ديگر به همين معنا حديث نقل شده كه سند آن را نيز حاكم و ذهبى صحيح دانستهاند.[١]
از اين حديث به روشنى استفاده مىشود كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله (چنانكه در احاديث نيز گذشت) تحريم خمر را اعلام فرمودند، ولى عمر بن خطاب قانع نشد و هر بارى كه آيه نازل مىشد قانع نمىشد و بيان روشنتر مىخواست تا اينكه آيه سوره مائده نازل شد. وقتى آيه سوره مائده نازل شد، خليفه به حسب ظاهر تسليم شد، زيرا اخبار فراوان در كتب اهل سنت وارد شده است و اهل سنت در آن اخبار چنين خبر مىدهند كه خليفه دوم عمر بن خطاب در زمان خلافتش و حتى بعد از ضربت خوردنش در لحظه مرگ نيز نبيذ استعمال كرده است. همچنين از آيهاى سوره مائده نيز به روشنى استفاده مىشود كه خداوند متعال در آيات قبل از آن نيز، امت اسلامى را از شرب خمر نهى فرموده است؛ زيرا مىفرمايد: «فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ»؛ يعنى بالاخره شما دست برمىداريد يا نه. يعنى خداوند متعال از قبل نهى فرمود، ولى برخى به راه خود ادامه دادند و دست برنداشتند و لذا مىفرمايد: بالاخره شما دست برمىداريد يا نه!
چند نمونه ديگر:
سعيد و علقمه و ابراهيم نخعى گفتهاند:
إن أعرابيا شرب من شراب عمر فجلده عمر الحد فقال الأعرابي: إنما شربت من
[١] . المستدرك على الصحيحين، ج ٤، ص ١٥٩، ح ٧٢٢٤.