امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٦٩٦ - ١٦ معاويه و پسر خواندگى زياد بن ابى و دستكارى بخارى
على الباطل ...؛[١] به خدا سوگند از زمانى كه مسلمان شدم شك نكردم مگر آن روز. به نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمدم و گفتم: مگر تو پيامبر بر حق خدا نيستى؟ فرمود: آرى، گفتم: مگر ما بر حق و دشمنانمان بر باطل نيستند؟ فرمود: آرى و ... سپس اعتراض را بر ابوبكر تكرار نمود.
بخارى اين خبر را با همان سند عبدالرزاق روايت كرده، ولى اين سخن خليفه دوم را حذف كرده است كه گفت: به خدا سوگند از زمانى كه مسلمان شدم شك نكردم مگر آن روز.[٢]
١٦. معاويه و پسر خواندگى زياد بن ابى و دستكارى بخارى
عن أبي عثمان قال: لما أدعي زياد لقيت أبابكرة فقلت له: ما هذا الذي صنعتم؟ إني سمعت سعد بن أبي وقاص يقول: سمع أذناي من رسول الله صلى الله عليه و آله وهو يقول: من ادعى أبا في الإسلام غير أبيه يعلم أنه غير أبيه فالجنة عليه حرام! قال أبوبكرة: وأنا سمعته من رسول الله صلى الله عليه و آله؛[٣] ابوعثمان مىگويد: وقتى زياد بن ابى با (خواست و دعاى معاويه) خود را فرزند ابوسفيان خواند، من با ابوبكره (برادر زياد) ملاقات كردم و به او گفتم: اين چه كارى است كه كرديد؟ همانا من از سعد بن ابىوقاص شنيدم كه مىگفت: دو گوشم از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيد كه مىفرمود: هر كه در اسلام غير پدر خود را
[١] . مصنف عبدالرزاق، ج ٥ ص ٣٣٢، ح ٩٧٢٠؛ صحيح ابن حبان، ج ١١، ص ٢١٦، ح ٤٨٧٢؛ تفاسير طبرى، ثعلبى، بغوى و ....
[٢] . صحيح بخارى، كتاب الشروط، باب الشُّرُوطِ فِى الْجِهَادِ وَالْمُصَالَحَةِ مَعَ أَهْلِ الْحَرْبِ وَكِتَابَةِ الشُّرُوطِ، ح ٢٧٣١ و ٢٧٣٢.
[٣] . صحيح مسلم، كتاب الايمان، باب بيان حال ايمان من رغب عن ابيه وهو يعلم، ج ١، ص ٨٠، ح ١١٤؛ نحو إنقاذ التاريخ الإسلامي ابن فرحان، ص ٣١.