امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٦٥٩ - عمر بن الخطاب و تحريم متعه
يزيد بن سنان همه از رجال صحاح سته نيز هستند. البته برخى اخبار ديگر نيز از خليفه دوم وارد شده است كه در آن نيز به اين واقعيت تصريح كرده است.
٢. عروه مىگويد: كَانَ ابْنُ عَبَّاسٍ يَأْمُرُ بِالْمُتْعَةِ وَكَانَ ابْنُ الزُّبَيْرِ يَنْهَى عَنْهَا قَالَ: فَذَكَرْتُ ذَلِكَ لِجَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ فَقَالَ: عَلَى يَدَىَّ دَارَ الْحَدِيثُ، تَمَتَّعْنَا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله فَلَمَّا قَامَ عُمَرُ قَالَ: إِنَّ اللَّهَ كَانَ يُحِلُّ لِرَسُولِهِ مَا شَاءَ بِمَا شَاءَ و ان الْقُرْآنَ قَدْ نَزَلَ مَنَازِلَهُ (فافصلوا حجكم من عمرتكم) فَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ كَمَا أَمَرَكُمُ اللَّهُ وأَبِتُّوا نِكَاحَ هَذِهِ النِّسَاءِ فَلَنْ او تَى بِرَجُلٍ نَكَحَ امْرَأَةً إِلَى أَجَلٍ إِلَّا رَجَمْتُهُ بِالْحِجَارَةِ؛[١] ابن عباس به متعه امر مىكرد و ابن زبير از آن نهى، داستان را به جابر بن عبدالله گفتم و او گفت: علم اين مسأله نزد من است، ما همراه پيامبر صلى الله عليه و آله متعه كرديم وقتى عمر به خلافت رسيد گفت: همانا خداوند هر آنچه را كه پيامبرش مىخواست برايش حلال مىگردانيد، همانا قرآن بر جايگاه خود نازل شده؛ پس حج خود را از عمره جدا كنيد (در متن طيالسى، كه واقعيت نيز همين است) و از نكاح اين زنها خوددارى كنيد، اگر مردى را به نزد من بياورند كه با زنى براى مدتى (نكاح متعه) كرده باشد، او را رجم و سنگسار خواهم نمود.
ابونضره نيز اين خبر را بدون اشاره به داستان ابن عباس و ابن زبير از جابر بن عبدالله نقل كرده است.[٢] و شعيب ارنؤوط سند آن را به شرط شيخين صحيح دانسته است.
٢. عطاء مىگود: قدم جابر بن عبد الله معتمرا فجئناه في منزله فسأله القوم عن اشياء ثم ذكروا المتعة فقال: نعم، استمتعنا على عهد رسول الله صلى الله عليه و آله وابى بكر وعمر حتى اذا كان
[١] . صحيح مسلم، كتاب الحج، باب في المتعة بالحج والعمرة، ج ٢، ص ٨٨٥، ح ١٢١٧؛ صحيح ابن حبان، ج ٩، ص ٢٤٧، ح ٣٩٤٠؛ مسند ابىداود طيالسى، ص ٢٤٨؛ مسند احمد، و ديگران.
[٢] . مسند احمد، ج ١، ص ٥٢، ح ٣٦٩؛ شرح معانى الآثار، ج ٢، ص ١٤٤، ح ٣٤٠٠ وديگران.